محمد يار بن عرب قطغان
60
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
حكم شد كه اسباب و جهات امير عبد الباسط را به تحت تصرف درآورده و همچنين اسباب و جهات امراى جغتاى را [ نامزد ] « 1 » نامداران سپاه ظفرنشان گردانيد ، بر وفق فرمان هركس به تحصيل آنچه به اسم مرقوم شده بود ، اشتغال نمود و در اندك روز چندان غنايم به دست بهادران افتاد كه به سالهاى دراز اتمام آن صورت نبندد . « 2 » ( بيت : ) سران لشكر شاه جهاندار * شدند ارباب نعمت را طلبكار گرفت اندك كسى از لشكر خان * ز مال صامت و ناطق فراوان و چون ( 37 ب ) اولاد كبار و اصغار بزرگوار حضرت ولايتپناه ، ارشاد دستگاه ، شيخ ابو ليث 90 - قدّس اللّه سرّه العزيز - در هيچوقت و زمان و هيچعصر و اوان مثل ساير اكابر در امور ملكى دخل نمىكردند ، عنايت بىغايت و الطاف بىنهايت محمد خان شيبانى را شامل حال ايشان شده ، از آفات و مخافات حراست نموده ، به مناصب عليّه و مراتب سنيّه اختصاص بخشيده ، از آنجهت عالىجناب ، ولايتمآب ، نظام الدين اليرت خواجه خاوند را به منصب رفيع شيخ الاسلامى بلدهء سمرقند و توابع مخصوص گردانيد و عالى حضرت ، متعالى مرتبت ، جلال الدين اليرت ، خواجه عبد اللطيف را به منصب اقضى القضات رسانيد . چو در ملك قادر بود پادشاه * گهى سر زند گاه بخشد كلاه و عالىحضرت شيخ الاسلام خواجه ابو المكارم را حكم فرمود كه پيوسته به شرف مصاحبت و مجالست همايون مخصوص بوده در سفر و حضر ملازم ركاب شاه ما باشد . شد او را حكم تا همراه باشد * چو دولت در ركاب شاه باشد بود از همدمان بزم خانى * كند با بخت « 3 » دولت همعنانى و جناب ولايتپناه خواجه [ را ] مصحوب اكابر بخارا به صوب آن بلده اجازهء انصراف فرمود و به جهت سلاطين و امرا و بهادران سپاه 91 ظفرپناه ، مبلغ كثير به رسم مال امانى بر مردم بلدهء سمرقند تحميل نمود . بنابرآن اكابر و اشراف و كسبه و اصناف آن بلدهء محفوظه از
--> ( 1 ) . تكميل از شيبانىنامه ، ص 75 ؛ نك : همانجا « نامزد بهادران » . ( 2 ) . س : نبدد . ( 3 ) . شيبانىنامه ، ص 76 : « تخت » .