عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
87
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
چاهملك 113 و از آنجا قريب سه فرسنگ كه غالبا جنگل و شورهزار زياد است بگذرى به منزل چاهملك مىرسد . خطّ امروز كليّه رو به جنوب [ است ] ولى بعضى اوقات بهواسطهء خم و پيچ و انبوهى درختهاى جنگلى رو به شرق سير مىكند و تمامش مسطّح و جزئى سراشيب و مسافت آن چهار فرسنگ است . در اين نقطه چاهملك ابدا آبادى نيست و فقط جنگلى است متّصل به ساير جنگلها ، الّا اينكه هفت هشت چاه از سوابق در اينجا حفر كردهاند و آب خيلى شور ناگوارى دارد . از سطح زمين تا قعر چاه زياده از دو ذرع الى دو ذرع و نيم نيست و در كمال سهولت براى عابرين و مترددين آب تحصيل مىشود . شكار 114 بالجمله خود من به رسم معمول از ابتداى منزل با اجزاى شكار از جادّه خارج [ شديم ] و بهطرف دست راست طرف كوههاى جبال بارز جرگه را به طريق معمول چيدم . ولى امروز كمتر وقتى آهو ديده شد . بر خلاف سنوات سابق كه مىگويند در آن چند سالى كه مرحوم فرمانفرماى ناصر الدّوله به بلوچستان مىرفتند غالبا آهوى زياد صيد مىشده و از شكارگاههاى خيلى خوب اين نقاط است . و آنچه من و ساير همراهان حدس زديم سبب كمآهوئى اين نقطه خشكسالى است ، كه در سيصد و نه و سيصد و ده هجرى بوده ، و الّا باعث ديگر نخواهد داشت . مرگ مسلّم 115 در اينبين دو كلاغ ديده [ شد ] و اسب را براى آنها انداختم و همينكه لولهء اوّل را به كلاغ انداخته دهنه را به سر زين حايل كرده درصدد انداختن لولهء ديگر برآمدم كلاغ از تيررس گذشت و بعد از آن هرچه خواستم دهنه را به دست بياورم ممكن نشد ، و در اين اثناء به درخت بزرگى رسيده خواستم با قنداق تفنگ اسب را [ 74 ] بگردانم ، همينكه اسب در بين آن سرعت جست و خيز خطّ سير را بگرداند مصادف چاههاى دو رشته قنات شد ، يكى قديم و ديگرى جديد كه رو به آبادى بريده بودند . [ اسب ] در حين شدت دو ، به ميانهء دو چاه پود « 1 » و نو رسيد كه فاصلهء آن دو رشته بدون مبالغه نيم ذرع نبود و من مرگ معاينه را مىديدم و آن سختى كه
--> ( 1 ) - پود .