عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

67

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

شكار يكصد درّاج 76 بالجمله خود من از ابتداى منزل كروك محض تحريض « 1 » و تشويق سربازهاى كرمانى و آذربايجانى در شكار و اظهار مراتب رشادت آنها دويست نفر سرباز از لك و بردسيرى و زرندى و آذربايجانى همراه خود برداشته همگى دست چپ جادّه در صدد گرفتن درّاج با قوش و دست برآمديم . و سربازها را در اطراف صحرا واداشته هر درّاجى كه بلند مىشد با قوش مىگرفتيم و هركدام كه مىدويدند يا از دور قوشها مىپريدند كه فرصت انداختن قوش به آنها نمىشد سربازها آنها را تعاقب كرده به اقسام مختلف آنها را به چنگ مىآوردند . و به اين قسم سربازها [ 52 ] قريب يكصد درّاج گرفتند و هر درّاجى را هم محض تشويق و تحريض « 1 » آنها يك هزار انعام دادم ، و چند خرگوش هم در تاخت‌وتاز با چوب زده گرفته بودند . فى الواقع كمال چالاكى و چابكى از آنها به‌ظهور رسيد . از جمله يك گربهء صحرائى هم ديده و خودم آن را با تفنگ زده و عكس آن را هم گفتم برداشتند . قوشها هم دوازده درّاج گرفتند . و محض اينكه در اين صحراها تمامش جنگل [ است ] و درختهاى انبوه و درهم دارد از همان صبح غدغن كرده بودم كسى تفنگ نيندازد كه مبادا به آدم بخورد . و در اين‌بين دو نفر كه يكى زين العابدين پسر جعفر قلى بيگ تفنگدار خودم است و ديگرى مهدى سلطان فوج شقاقى آذربايجانى تفنگ زدند . زين العابدين را به‌واسطهء اينكه چندى قبل ندانسته تفنگ به تازى زده بود و وجودش در اين سفر بالاخره اسباب زحمت مىشد او را به دست دو نفر سوار داده پياده به بم عودت دادم كه از آنجا روانهء شهر شود . و مهدى سلطان را هم بدوا حكم كردم عودت دهند و بعد به توسط بعضى از همراهان از خلاف او صرف‌نظر كرده گفتم او را به اردو برگردانيدند . عزيزآباد 77 به‌هرحال به اين وضع همه‌جا صيد كرده و غروب گذشته وارد عزيزآباد شده ، بعد از اداى فريضه منشيها را احضار كرده دستور العمل جواب نوشتجات شهر را داده شام خورده خوابيدم . فردا را هم محض اتمام نوشتجات و بعضى كارها بايد در عزيزآباد متوقف بود . خالصهء عزيزآباد مزرعه‌اى است در كمال امتياز و اعتبار . منبع آبش رودخانه

--> ( 1 ) - اصل : تحريص .