عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
63
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
جزئى جنس به او مىدهند . دو باغ اربابى در آنجا است به انضمام بنگاه رعيتى كه مشترك ما بين ديوان و رعيّت است . خلقش به همهجهت دويست نفر ، و سى چهل نفرش سرباز است . و محصولش شش دانگ غالبا چهارصد خروار است به انضمام جزئى صيفى . شكار چهار آهو 67 و از قطبآباد نيم فرسنگ گذشته به كروك خالصه و اربابى مىرسد . راه [ 47 ] امروز كلّية شش فرسنگ و جزئى سراشيب ، ليكن همهجا هموار و سهل العبور است و خطش رو به جنوب سير مىكند . و خودم با چند نفر از همراهان كه اهل تفنگ و شكارند از ابتداى منزل از راه خارج [ شديم ] و در يمين جاده به عزم شكار رفتيم و دو سه گل آهو ديده شد و سه رأس همراهان صيد كردند و در اينبين به سنگلاخ سختى رسيديم كه ابدا اسب در آنجا قوهء تكوتاز نداشت و در همين اثناء از بز آهوهاى گرمسيرى يك رأس ديده شد و چون بز آهو رسمش اين است كه در عين تاخت اگر سوار را نزديك خود ببيند از همان خط عينا برمىگردد و هكذا اگر دره و آببر ببيند و پناهى بهدست نياورد فورا پشت بوته مىخوابد ، همينكه چند قدمى عقب آهوى مزبور تاخت كرديم در پناه بوته خوابيد و مخصوصا خودم پياده شده به هزار زحمت خود را تيررس آن رسانيده تفنگى انداختم . فورا آهو برخاست و لنگلنگان فرار كرده و سوارها اطراف او را گرفته و به چنگش آوردند و بعد از رسيدگى معلوم شد به دست او چهارپاره خورده است . اگرچه همراهان چنان كه رسم است مىگفتند تو اين آهو را زدى ، ليكن اعتقاد خودم اين است كه از سابق در ميان جرگه تفنگ خورده بود . توضيحا نوشته مىشود كه اين آهو را نوكرها به ريش ما بستند « 1 » . بالجمله چهار آهو به اين تفصيل امروز شكار كرده مقارن غروبى وارد كروك شديم . كروك 68 كروك چهار دانگش خالصه و دو دانگ اربابى است و در چهار دانگ خالصه باغى ساختهاند داراى شش برج كه دو تاى آن دو طرف در و چهار ديگر در چهار گوشهء باغ است . قريب سه هزار قصب است و در او نخيلات و مركباتى چند غرس
--> ( 1 ) - عبارت توضيحا به خط فرمانفرما و در حاشيه است .