عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

57

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

واگذار به عباس خان همشيره‌زاده و داماد او شد و طولى نكشيد كه آن بيچاره هم جوان‌مرگ شده هنگام رفتن از كرمان به بم از اسب زمين خورده و پس از دو سه روز مرحوم شد . و اقوال دربارهء آن مختلف است كه در چه حالت از اسب پريده است و بعضى را اعتقاد اين است كه در حالت سكر و بيخودى بوده است . و پس از عباس خان [ 41 ] به زين العابدين خان سرتيپ خويش او راجع شد كه هنوز هم بر همان حال باقى است . و حكومت بلوچستان او بعد از فوتش بدوا به ابو الفتح خان سرتيپ قزاق محول شد و مرحوم فرمانفرماى ثانى به‌واسطهء اغتشاش كه در حكومت او در بلوچستان حاصل شد مشار اليه را معزول [ كرد ] و به ابراهيم خان برادر زين العابدين خان سرتيپ رجوع كردند كه كنون هم به مشار اليه راجع است و اين هردو از طايفهء بهزادى هستند . صاحبمنصبان طايفهء بهزادى كه در بم حكومت و منزل دارند : ابراهيم خان سرتيپ توپچيان بمى - بدوا سلطان فوج بهادر و بعد از مدتى ياور فوج مزبور و بعد سرهنگ خارج الفوج با حكومت بلوچستان [ شد ] و به‌واسطهء حسن خدمات او در نظم صفحات بلوچستان و منقاد ساختن عموم رعيّتى آنجا در اواخر برحسب استدعاى مرحوم فرمانفرماى ثانى سرتيپ توپچيان بمى شده . كنون هم به حكومت بلوچستان برقرار است . زين العابدين خان سرتيپ و سردار بلوچستان - بدوا نايب فوج بهادر و بعد سركردهء نوكر قديم بم و نرماشير و از طرف سعد الدوله نايب الحكومهء بلوچستان و بعد از مدتى در جزو همين نوكرها ياور و بعد از آن سرهنگ و بعد از فوت مرحوم عباس خان حسب الاستدعاى مرحوم فرمانفرماى ثانى سرتيپ فوج بهادر گرمسيرى [ شد ] به انضمام سردارى كلّ قشون بلوچستان به او راجع ، و كنون هم به خدمات قشونى آنجا مشغول است . محمد خان سرهنگ همشيره‌زادهء سعد الدوله بدوا ياور فوج بهادر گرمسيرى و بعد از فوت عباس خان برادرش سرهنگ فوج مزبور است . مرتضى قلى خان سرهنگ پسر مرحوم عباس خان بدوا سركرده ، نوكر قديم بم و نرماشير و بعد از آن ياور ، فعلا سرهنگ نوكر مزبور است .