عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

424

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

خلعت دادن 770 صبح دوشنبه را بعد از اداى نماز و ذكر تعقيبات همين‌كه دو ساعت از طلوع گذشت اردو پس [ و ] پيش روانهء مسكون شدند و خود من آقا محمد جعفر ضابط اسفندقه را خواسته به او دستور العمل سرپرستى رعيّت و حفظ نظم ولايت و وصول و ايصال اقساط ديوانى آنجا را داده و يك ثوب لبّادهء تيرمه به رسم خلعت نيز به مشار اليه داده بعد از آن سوار و روانه شديم . مسكون 771 راه اين منزل چهار فرسخ و سير خطش به شمال و راهش جزئى سنگلاخ [ است ] و نشيب و فراز زياد دارد و يكى دو گدار محقّر گردنه مانند هم دارد و در دو نقطه از راه هم چشمه‌سار و آب جارى [ هست ] و كليهء راهش رو به فراز [ است ] و فرسخ به فرسخ هوايش تفاوت مىكند . و در كوهستان حوالى بنهء فوق العاده و بادام و ساير درختها به‌طور ندرت به هم مىرسد و كبك و تيهو نيز هست . و بنابر قول معروف در اين كوهها پلنگ هم زياد است . ولى ما خودمان نديده‌ايم . در هر صورت تقريبا دو ساعت به غروب مانده [ 418 ] وارد مسكون شديم . بخاركوه 772 شرح حال مزرعهء مسكون و كاروانسرا و كدخداى اينجا در ضمن مزارع گذشت . برودت و ييلاقيت آن نيز معلوم است . و در نزديكيهاى مسكون نقطه [ اى ] از كوه هست كه ابخره از آنجا صعود مىكند و سال گذشته هنگام سفر فارس خود من به رهنمايى اهالى مسكون به آنجا رفته تماشا كردم و طورى هوا متصاعد است كه از سى چهل قدم صوت آن شنيده مىشود و هنگام ريختن برف در آن نقطه برف دوام نمىكند و فورا آب مىشود . و بنابر قول عوام مرغى هم كه ضعيف الجثه باشد اگر از آن نقطه طيران كند هلاك مىشود و دليل بر قول خودشان گنجشك مرده است كه در آنجا مكرّر ديده‌اند . ليكن خود من اثرى نديده و چيزى نفهميدم . آثار قديمه 773 بالجمله بعد از ورود به مسكون فرنگيها هم وارد شدند . از شرح غار و آثار شهر