عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
421
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
در اين صفحات مرتع و مسكن دارند ، خصوصا از ايلات بردسير و ساردويه و اسفندقه و جبال بارز بهواسطهء قرب جوار بر سبيل استمرار زمستانها به جيرفت مىآيند و به همين جهت در پارهاى كتب تواريخ جيرفت را « جنات الاربعه » خواندهاند كه مراد از « جنات » بلوكات اربعه باشد و يحتمل كه مقصود چهار ماه اخير سال باشد كه در قوس و جدى و دلو و حوت اين حدود به منزلهء بهشت است . در هر حال محل مزبور با اين كمى عرض و طول خاك نسبت به جبال بارز و رودبار آباد و مزارعش بااستعداد و علوفهء زمينش زياد است و بنابر آنچه در تواريخ مسطور است آبادى اين خاك زياده از حوصله . شهر دقيانوس 763 و قصبچهء شهرمانندى در اينجا ساخته بودند كه اينك آثار آن هم باقى است و به اصطلاح عوام اينجا را شهر تقيانوس « 1 » مىگويند و اين فقره از غلطهاى مشهور است كه هرجا شهر خرابه و آثارى ببينند نسبتش را به تقيانوس دهند ، چنان كه در حدود خاك كرمان چه از حومهء شهر و چه بلوكات زياده از چهل نقطه را به همين اسم موسوم مىخوانند و هكذا درّه كوهى را كه در غرب دشتكوچ به فاصلهء پنج فرسخ واقع است آن را كهف « اصحاب كهف » مىدانند و صحت و سقمش نامعلوم [ است ] و دليلى بر آن ندارند . اگرچه در اين فقرات ما را هم برهان صحتى بر نبودنشان نيست ولى آن شرح و بسطى كه در اعتبار و معلومات كهف مزبور ذكر شده است در مادّه اين غار مصداق ندارد . و تقيانوس هم هزار شهر نساخته است و ذوق سليم سخافت اين اقوال را خوب تميز مىدهد و حاجت به محو و اثبات هيچ نيست . زراعت خالصجات - دشتكوچ 764 بالجمله جمعه پانزده رمضان را در دشتكوچ متوقف [ بوديم ] و على الصباح محض رسيدگى به زراعت خالصجات حوالى رودخانه شور و ديدن خود رودخانه و تماشاى ملك طوايف افشار و اقطاعى را كه مىگويند آب برده است با جمعى از اجزاء سوار شده اولا زراعت دو سه خالصه را كه در اين حولوحوش بود رسيدگى كرديم و فى الواقع عباس خان ضابط جيرفت خيلى در زراعت خالصجات اهتمام
--> ( 1 ) - اصل همهجا : تقتايونس ( - دقيانوس ) .