عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

342

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

نقاط مختلفه جارى [ است ] و حاجت به ذكر شعب آنها نيست . داورى 651 داورى « 1 » - مزرعه‌اى است متعلق به شاه كرم و برادر و كسان او و محصول آن شتويا صيفيا معادل سه چهار خروار و در وسط كوههاى آنجا واقع و آب آن از كوه [ 373 ] در بالا كه در يك فرسخى داورى « 1 » است جارى [ است ] و فاضل آب آن به صحراى گرگ و از آنجا به بيابان خاك فارس منتهى مىشود و مصبّش همان دشت خواهد بود و نخيلات داورى تخمينا دو هزار [ ست ] و اهالى آن كه قريب سى خانوارند در كتوك مسكن دارند . دون 652 در جنوب داورى « 1 » به فاصلهء سه فرسخ مزرعه‌اى است مسمّى به دون و متعلق است به شاه كرم و كسان او و محصول آن منحصر به غلّه و قريب سى خروار [ ست ] و اهالى آن كه قريب سى و پنج خانوارند در كتوكند . و هواى اين نقطه چون به بيابان فارس متصل و تا دريا شش هفت فرسخ است به نهايت گرم و رطوبت آن زياده از اندازه است و توقف آنجا به نهايت دشوار . رود در بالا از داورى « 1 » رد شده به صحراى گرگ مىرود و از آنجا تا داورى « 1 » دو فرسخ و راهش سراشيب است و همه‌جا در دو طرف رود مزبور سير مىكند . صحراى گرگ دشت وسيعى است كه انواع اقسام علوفه در آن زياد و مرتع بسيار خوبى است و طرف مغرب آن به فاصلهء دو فرسخ متصل مىشود به بيابان خاك فارس و حدّ و سدّ معينى از طرفين در اينجا نيست و از اهالى داورى « 1 » گاهى در اين صحرا ديمه‌كار مىكنند و بسا سى چهل خروار هم محصول برمىدارند . ولى چون آب رود در بالا غالب زمين اين صحرا را نمىگيرد و مقدارش هم به درجه‌اى نيست كه بتوانند از يك فرسخ بالاتر گرفته و به سر زمين بياورند از اين جهت منحصر است به ديمه‌كار و در سنوات خشك‌سال چيزى به عمل نمىآيد .

--> ( 1 ) - اصل : دادرى .