عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
314
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
غرب است و شرح خودش در ضمن مزارع رودخانه گذشت و شرح راهش نيز در ضمن منازل عرض راه خواهد آمد ، از بيژنآباد به همان خطّ غربى به كهنوج برده و از آنجا به چركويه كه منتهى اليه خط غربى رودبار و ابتداى خاك فارس است ببريم و از آنجا نيز به خطّ شمال غربى به كلاشگرد « 1 » برده و شرح حال مزارع آن حدود را حسب المعمول بنويسيم و خاك رودبار را به صوغان ارزويه و كهنوج پنج چهر « 2 » خاك جيرفت منتهى كنيم . از بيژنآباد تا كهنوج [ 346 ] سعيد خان هفت فرسخ و خطش رو به مغرب و راهش مسطّح و هموار و علوفهء اسب و شتر در عرض راه بسيار و آهو هم اطراف راه زياد است . و همينكه راه نصف شود به رودخانهء هلير مىرسد و از آنجا تا كهنوج سه فرسخ و نيم است و شرح حال كهنوج و قلعه و مزارع و محصولات و اهالى آن مفصلا گذشت . از كهنوج سعيد خان تا چاه ريگان « 3 » پنج فرسخ و خطش به مغرب سير مىكند و راهش مسطّح و هموار و اطراف آن علوفه از هر قبيل بسيار [ است ] و ايلات سليمانى و نوشادى و جبال بارزى و بدوئى و قرائى و بچاقچى و رابرى و افشار در اطراف و اكناف راه مزبور زمستانها قشلاق مىكنند و اطراف راه آهو و درّاج و جيرفتى و تيهو زياد [ است ] و يمين و يسار راه در اين پنج فرسخ زياده از سى چهل نقطه چاه دارد و حاجت به ذكر اسامى آنها نيست . چاه ريگان 586 چاه ريگان - در وسط جنگل وسيعى واقع و چاه و غدير آن زياده از بيست سى حلقه در آن حوالى موجود و بعضى شيرين و پاره [ اى ] شور است و اطراف اين منزل هم اقسام علوفه و درختهاى جنگلى مثل گز و كنار و شور بسيار [ ست ] ، و زير - كه درخت كوچكى است و گذشته از اينكه شتر سر شاخ آن را مىخورد برگهاى آن را خلق اين صفحات نيز وقت حاجت پخته مىخورند .
--> ( 1 ) - گلاشگرد هم تلفظ مىشود . ( 2 ) - جغ : پنچرك . ( 3 ) - جغ : چهاريگان .