عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
30
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
اطراف و خطوط عمده كه از اينجا به هرنقطه مىرود پرداخت . رود تهرود 34 اولا رود تهرود منبعش از كوه هزار و بدوا پنج رشته است كه اولى را رود كهويه ، و دومين رود كشيكان ، و سيّمين رود در كرويه ، و چهارمين درى ترش ، و پنجمين درى درازست . و اين پنج رشته محاذات قريهء راين به فاصلهء پنج فرسنگ به هم متّصل [ مىشود ] و تا پاىبنه از غرب جنوبى به شرق شمالى جارى [ است ] و از آنجا به شرق جنوبى سير كرده از ميان سروستان و ابارق مىگذرد و از يسار دارزين به بيدران و از پشت قلعهء بم چنان كه در شرح حال آنجا خواهد آمد ردّ شده و در يسار زنگى احمد در حوالى ريگزار يلان « 1 » گشته به زمين فرومىرود . و مزارعى چند از خالصه و اربابى چنانچه در محل خود مذكور و مسطور است از آن مشروب مىشود . و اين رودخانه را از پاىبنه بهطرف بم رود تهرود مىگويند و آب آن از كوه و چشمهسار است و كمتر وقتى از سنوات خشكسال است كه بالمرّه بخشكد و هنگام وفور و طغيان زياده از سيصد چهارصد سنگ آب دارد و مكرّر در نقطه [ اى ] كه تمام اين پنج رشته يكى مىشود فصل بهارش ده بيست روز راه عبور و مرور بسته مىشود . و همان نقطهء اتصال پنج رشته طرف جنوب به فاصلهء ربع فرسنگ گودى است كه محوّطهء آن چهار پنج هزار ذرع و عمقش قريب هزار ذرع است و تابستانها آب دارد . نمك در آنجا بهعمل مىآيد و زمستان خشك و فقط شورهزار است . [ 12 ] مزارع خالصه و اربابى راين 35 ثانيا كليّهء مزارع خالصه و اربابى واقعه در خاك راين به قرار تفصيل است و اهالى آنها غالبا در خانهء تيرپوش و بعضى خانههاى خشتوگلى مسكن دارند .
--> ( 1 ) - كذا ، ظاهرا ، و بلان متناسبتر است . يله به معناى رها البته هست .