عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
284
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
مزرعهء مزبوره در ضمن جغرافياى رودبار خواهد آمد . شكار بيست آهو 546 بالجمله خود من موافق معمول از ابتداى منزل با اجزاء مخصوص از جادّه خارج [ شدم ] و بهطرف يمين جادّه به عزم شكار رفتيم و به حمد اللّه هوا هم معتدل و آهو هم زياد بود ، و به قرار تفصيل تا حوالى منزل بيست رأس آهو زديم : خود من ، سه رأس - ميرزا خان سرهنگ ، شش رأس - محمد مهدى خان ، سه رأس - رستم خان ، رأس - آقا حسين ناظر ، رأس - امامقلى خان سلطان ، دو رأس - ميرزا يوسف افشار ، رأس - آقا حسن پيشخدمت ، رأس - با تازى گرفتهاند ، رأس . محمد بيك تفنگدار هم يك رأس سياهگوش شكار نمود . و تقريبا يك ساعت و نيم به غروب مانده وارد منزل شده نماز خواندم و امير درّان خان سرهنگ ضابط رودبار و ميرزا عبد اللّه ايضا و يار احمد سلطان و مشهدى نورك [ از ] كلانترهاى رودبار با چند نفر از جمّازهسوار مزبور كه به اين نقطه به رسم استقبال آمده بودند رؤساى آنها را احضار و به هريك فراخور درجه احوالپرسى و اظهار تلطّف كردم و با سرهنگ مشار اليه از وضع رعيّت رودبار و نظم آن حدود و نزول رحمت و كثرت و قلّت ارزاق صحبتها نموده و از وفور رحمت و آسايش رعيت زايدا [ 324 ] على ماكان مسرور [ شدم ] و شكر و حمد الهى را رطب اللّسان بودم . و اوايل شب منشيها را احضار كرده جواب نوشتجات كرمان و طهران و تبريز را بهطور اجمال تقرير كردم كه شبانه تمام كرده و على الصّباح قاصد حامل نوشتجات را از اينجا روانه كنيم . زه كلوت 547 زه كلوت جلگهاى است در اواخر همان جنگل و اطراف آن علوفه زياد [ است ] و به علاوهء آب باران كه فعلا گوديهاى اين صفحات مملوّ است يكى دو چاه آب شيرين نيز دارد كه همهوقت زياد و مكفى از حال هزار نفر انسان و حيوان و براى عابرين اسباب رفاه است و اين خاك به يك قاعده جزو بلوچستان است . رودبار 548 و يكى دو فرسخ از اين منزل گذشته اوّل خاك رودبار است ، زيرا كه ايلاتى كه در اين نقاط مرتع و نشيمن دارند از طوايف بلوچى است مثل بامرى و سابقى و شاه