عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
259
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
و قلعه را [ 295 ] كه آزاد خان در آن نقطه جديدا محض تصرّف بنا كرده بود با توپ خراب [ كرد ] و به تصرّف بلوچستان ايران داد و در آن جنگ فتح نمايانى كرد و سال دوم را با همان قشون و توپ و تفنگ بهطرف كوهك رفت و با سردار مير مراد خان پدر سردار نوروز خان حاليّه مدّتها جنگيد و مشار اليه و كسانش را از قلعهء كوهك فرار داد و قلعهء مزبوره را متصرّف شد كه اكنون هم اين دو نقطه در تصرّف بلوچستان ايران [ است ] و از اين طرف از همان ايّام همهروزه سردار نوروز خان در معنى مترصّد وقت براى جلوگيرى اين دو نقطه خصوصا ماشكيد بوده است . و چون زين العابدين خان سرتيپ سردار حاليّهء بلوچستان در حكومت سعد الدّوله يازده سال نايب الحكومهء بلوچستان [ بود ] و فعلا هم شش هفت سال است بعد از مرحوم سعد الدّوله - به دو مرتبه كه دو سال قبل از حكومت ابو الفتح خان باشد و پنج سال بعد - به اتفاق ابراهيم خان سرتيپ برادرش حكومت مستقلهء بلوچستان را متقلّد و متكفّل بودهاند ، اين دو برادر طورى مواظبت و مراقبت نموده و بهواسطهء بصيرتى كه داشتهاند يك وجب از خاك ماشكيد و كوهك و هكذا ساير حدود پيشين و غيره را در اين مدت از دست ندادهاند و گذشته از اين قسمى با رعيّت رفتار كردهاند كه در هذه السنهء ئيلان ئيل هم كه من برحسب امر مبارك اولياى دولت عليه به اين صفحات آمدم يك نفر از اعالى و ادانى طوايف و اهالى بلوچستان هيچگونه شكايت و تظلّمى ننمودند و به احدى يك دينار تعدّى نشده بود « 1 » . رضايت مردم از دو برادر 485 و صرف نظر از تمام اين فقرات در يك خاك به اين عرض و طول و هفتاد هشتاد هزار [ 296 ] خلق . . . « 2 » نسبت به يكديگر هيچگونه تعدى و تطاولى ننموده و در اين مدت سى چهل روز توقف و سير من در خاك بلوچستان يك نفر عارض و شاكى نزد من نيامد . شهد اللّه حكومت بلوچستان جامهاى است كه بر قامت اين دو برادر دوختهاند و من هم به همين ملاحظه تمام تمنا و مستدعيات آنها را پذيرفته و حكم حكومت مستقلّهء سنهء آتيهء آنها را نيز دادم و انشاء اللّه منبعد هم لازمهء مجاهدت و
--> ( 1 ) - دربارهء اين قضايا و خدمات خانوادهء اسعد الدوله به كتاب « بلوچستان در سالهاى 1307 - 1317 » تأليف عبد الرضا سالار بهزادى ( تهران ، 1372 ) از انتشارات موقوفات دكتر محمود افشار يزدى مراجعه شود . ( 2 ) - دو كلمه ناخوانده گذاشته شد .