عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
252
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
دهك 465 و از آنجا يك فرسخ گذشته به دهك مىرسد . دهك مزرعهاى است در خاك دزّك و جزو جمع مير محمود خان سبّى ، و مالكين آن از اهالى دزّك [ اند ] ولى آنها را دهكى مىنامند و تخمينا صد و سى چهل نفر مرد و زنند و در دو نقطه خانههاى تيرپوش براى خود ساختهاند . و كدخداى آنجا يكى غلام محمّد است و ديگرى پسند . [ 287 ] و آب قنات مزبور شيرين و زياد از يك سنگ است و غالبا شصت هفتاد خروار غلّه و ذرّت از آنجا به عمل مىآيد و سه چهار هزار اصله نخل و جزئى توت و نارنج و ليمو نيز دارد . جهلين - هيمد 466 و دو مزرعهء ديگر به فاصلهء نيم فرسخ در مشرق دهك واقع است كه يكى را جهلين و ديگرى را هيمد مىنامند و صاحبان اين دو مزرعهء محقّر نيز از طايفهء دهكى هستند و آب آنها به قدر زراعت نيست . فقط جزئى آبى از چشمه مىجوشد و دويست سيصد اصله نخل را مشروب مىكند و غير از اين معلوماتى ندارد . و هواى اين نقطه از دزّك گرمتر و نزديك به هواى جالق است و زمين اينجا اگرچه در جلگه واقع است محصول ندارد . بهسوى اسفنده 467 از دهك تا اسفنده چهار فرسخ [ است ] و خطش به شرق جنوبى سير مىكند و راهش سنگلاخ و رو به فراز است و همينكه دو فرسخ طى كنى به رودخانهء خشكى مىرسد كه هنگام سيل منبع آبش از بند سياهان [ است ] كه كوهى است معروف و شرحش گذشت . و مصبّ اين رود رودخانهء ماشكيد است كه وصف آن مبسوطا به رشتهء تحرير درآمد . و اين رود جز همين نقطه راه كه يك چشمهء محقّرى است آب استمرارى ندارد و پهلوى چشمهء مزبوره ده پانزده نخل از سابق غرس شده و صاحبى ندارد و محصول او حق المارّهء عابرين است و آب چشمهء مزبوره گواراست . مرت 468 يك فرسخ ديگر از اين نقطه گذشته به مزرعهء محقّرى مىرسد مسمّى به مرت و مزرعهء مزبوره در يمين جادّه و وصل به راه است . آبش قنات و معادل ده پانزده من