عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
228
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
خروار غلّه و ذرّت بهعمل مىآيد . احمدى 397 و بعد از آن مزرعهء احمدى [ است ] و مزرعهء مزبوره آب و زمينش به قدر زيارت ولى نخيلات و ميوجات اين كمتر و محصولش بيشتر است . و مالكين آن هم طايفهء دهوارى [ اند ] و اهالى آنجا هفت هشت خانوار [ ند ] و در همان بنگاه زيارت مسكن دارند . ناگان - دركشك 398 و از آن گذشته دو چشمه است يكى موسوم به ناگان « 1 » و ديگرى مسمّى به دركشك و هردو در يك زمين زراعت ، و معادل دو سنگ آب آنها است و محصول غلّهء آن چهار پنج خروار و دو سه خروار ذرت [ است ] و دو سه هزار اصله نخل دارد و خرماى آن خيلى امتياز دارد و همهقسم ميوجات هم در آنجا هست . و مالكين آن طايفهء دهوارى [ اند ] و مختصر قلعه نيز ساخته و سى خانوار اهالى آنجا در همان قلعه سكونت دارند . آب زرد كسكان 399 و از آنجا قريب دو فرسخ در جادّه [ اى ] مىگذرد كه ابدا آب و آبادى نيست مگر در يك نقطه . ولى راهش مسطّح و هموار و همهقسم علوفهء شتر و اسب از قبيل شور و آغيج و يك نوع بادامى كه بلوچها آن را گشير مىگويند و شتر سر شاخ آن را مىخورد و درمشو و كلته و شور - كه خوراك اسب و قاطر است - در اطراف اين راه زياد [ است ] و جستهجسته آهو هم يافت مىشود . و خطش هم به شرق مايل به جنوب سير مىكند و همينكه يك فرسخ طى كنى دهنهء قناتى در وسط جاده است كه آن قنات بالفعل شكسته و بائر است و آبش به زراعت نمىرسد و آن را آب زرد كسكان « 2 » مىگويند و اندكى طعم شورى دارد .
--> ( 1 ) - جغ : ناگان . ( 2 ) - كبكان هم مىتوان خواند .