عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

222

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

پهن‌دشت مسمّى به هامون بلوچستان به ريگ فرومىرود و به‌طورى كه نگارش يافت خاك خاران و افغانستان و پنچكور « 1 » را با خاك بلوچستان ايران تحديد مىكند . سابقا ذكر شد كه خطى از گشت به وسط جنوب و شرق سير كرده به دزّك مىرود و اينك درصدد نگارش شرح آن خط بايد برآمد . كوه بند سياهان - كوه بنداشكن 382 از گشت تا چاه شاهى پنج فرسنگ [ است ] و خطش به وسط جنوب و شرق سير مىكند و راهش هموار و قدرى سراشيب است و در وسط دو بند كوه مىرود كه كوه دست چپ همان كوه بزرگ معروف به بند سياهان است و طرف يمين كوههاى كوچك محقّر است موسوم به بنداشكن . و جادّه از هر كوهى يك فرسخ دور است و اطراف راه هيزم مثل گز و آغيج و بوته و علوفه از قبيل تاگز و شور و درمشو و كلته و بون و پوتار كه شبيه به كاكو است بسيار است . و اين دشت را دشت سيميش مىنامند . و آهو و خرگوش هم در آنجا بسيار است و تا نقطهء منزلگاه ابدا [ 250 ] آبادى نيست . چاه شاهى 383 چاه شاهى - در يسار جادّه به فاصلهء ده پانزده قدم واقع و آبش گواراست و همه قسم علوفه براى شتر و گوسفند و اسب و قاطر چنان كه در همين نزديكيها ذكر شد در اين نقطه نيز موجود [ ست ] و آهو و خرگوش و هوبره در آنجا پيدا مىشود . از چاه شاهى تا اوايل آبادى دزّك دو فرسخ و راهش نرم و هموار و سراشيب است و خطّش به وسط جنوب و مشرق سير مىكند و اطراف راه چنان كه گذشته همه‌قسم علوفه براى حيوانات ممكن [ است ] . و مزرعهء اوّل دزّك موسوم به كهن داوود است و آب آن قريب يك سنگ و گواراست و محصولش عمده غلّه و قريب سى چهل خروار است و جزئى ذرت و كولك هم زراعت مىكنند و نخيلات هم معدودى تازه غرس شده و هنوز به ثمر نرسيده است و قنات آن را تازه آباد كرده و ملكى آن با خورده مالكين و رعاياى دزّك است .

--> ( 1 ) - اصل : حرف اول نقطه ندارد .