عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

212

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

و در اين نقطه يك قلعهء بائره و چند قنات طافيه است « 1 » كه بانى آنها نيز وكيل الملك اوّل بوده كه برحسب امر اولياى دولت ساخته و بنا نهاده و آباد كرده « 2 » و زمين را زه گرفته [ بوده ] و كسى درصدد تعمير و تنقيه آنها برنيامده تا از وضع آبادى بالمرّه خارج و كان لم يكن شده است . راههاى نصرت‌آباد - دزداب 359 قلعهء نصرت‌آباد آخر خاك نرماشير و اول خاك سرحدّ است . يك خط آن شوين و حصاران مىرود كه شرحش گذشت ، و ديگرى به شرق شمالى سير مىكند و به دزدآب مىرود و از [ 238 ] اينجا تا دزدآب بيست و پنج فرسنگ و غالبش در كوه و بعضى در جلگه [ است ] و ابدا آبادى و راه عبورومرور قوافل نيست . و دزدآب دهنه‌اى است . منتهى اليه خاك سرحدّ و هامون سيستان است و از آنجا به‌طرف سرحدّ همان منازل سياه‌كهره و بيد و لادز است كه از آن نقطه [ به ] قهقرى برمىگردد و شرح آن خط نيز گذشت . چشمهء گلابك - گراغه 360 خط ديگر از نصرت‌آباد به وسط شرق و شمال سير مىكند و به ترشاب منتهى مىشود كه آن نيز همان بندكوه دزدآب و حدّ و سدّ است ما بين خاك سرحد و هامون سيستان و خط مذكور در جلگه و كوهستان سير مىكند . و چهار فرسخ از نصرت‌آباد گذشته به چشمهء گلابك مىرسد و آبش گواراست و از آنجا پنج فرسنگ گذشته به چاهى مىرسد مسمّى به گراغه كه آب آن شور و ناگوار و در اين اطراف راه آغيج و درمشو و علوفه و جاز متفرقه بسيار [ ست ] و آهو هم تك‌تك پيدا مىشود . ترشاب - بلوچ آب 361 و از آنجا تا ترشاب هشت فرسخ كامل و راهش به نهايت سنگلاخ و صعب العبور و رو به فرازست ، و از وسط راه گراغه و ترشاب خطى است به شمال مايل به غرب سير مىكند و به بلوچ آب منتهى مىشود كه آن هم متمم همان بند دزدآب و خاك سرحدّ [ است ] و سيستان را تحديد مىكند . و از گراغه تا بلوچ آب هشت فرسنگ و

--> ( 1 ) - اصطلاح كرمان به معنى خراب‌شده و ازكارافتاده . ( 2 ) - در « كه برحسب » تا اينجا در حاشيه به خط فرمانفرماست .