عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

204

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

چكل جارو 337 و اين رودخانه از آفك آهوگان [ 227 ] تا اين منزل در يسار جاده واقع و در چهار فرسخى سه چاه يك ذرعى در كف رودخانه حفر كرده‌اند و به‌واسطهء زهى كه در اين نقطه و رودخانه هست در يك ذرعى به آب رسيده و آبش اندكى شور و ناگوارست . و اين چاهها را « چكّل جارو » مىگويند و از آنجا تا منزل تسطيح و هموارى زمين زيادتر و همه‌قسم گياه و علوفه از قبيل درمشو و شور و تاگز بسيار است ، و غير از اينها گياهى است كه آن را كرنج مىگويند و شبيه به هريز است و آن را اسب و اولاغ و گوسفند مىخورد . چاه گرنچين 338 و دو فرسخ به منزل مانده در يمين راه به فاصلهء صد قدم چاهى است كه چهارده پانزده ذرع عمق دارد و آبش به نهايت شيرين و گواراست و آن را « چاه گرنچين » مىگويند و در كنار آن چاه لولهء برج كوچكى است كه آن را در آن‌جا يار احمد زهى ساخته و وسط آن اطاقى است كه وقت باران و حاجت دو سه نفرى مىتوانند در آنجا پناهنده شوند . و از دو فرسنگ گذشته به منزل گرنچين مىرسد . و در اين جلگه هم آهو خيلى كمياب است . گرنچين - چشمه‌اى است در ميان تل و ماهور واقع و آبش زياد و گواراست و آن را « چشمهء اشهرو » مىنامند و در يسار گرنچين به فاصلهء دو فرسخ كوهى است بزرگ و يكپارچه سنگ و آن را « كوه گرگ مرگو » مىگويند و در اين كوه ابدا درخت و گياهى نيست و فقط در آمدن باران سيلها و شعبه‌هاى چند از اطراف آن جارى [ مىشود ] . [ 228 ] و اطراف اين كوه تل و ماهورهاى بزرگ و در آنها كبك و تيهو و شكارهاى كوهى زياد [ ست ] . و طوايف اللّه رسان يار احمد زهى كه سابقا در جزو نوكر سرحدّى ذكر شد در اين حوالى مرتع دارند و اين نقطهء گرنچين را بعضى « به وزن » نيز گويند . پشته 339 از گرنچين تا سرحدّ خاش هفت هشت فرسنگ سبك [ است ] و خطّش به مغرب حقيقى سير مىكند و راهش نرم و هموار و اندكى رو به فرازست و از آنجا تا پشته چهار فرسنگ و اطراف راه تل و ماهور و بوته‌هاى كوچك و شور زياده از اندازه و كانه معدن شور است و درمشو هم به قدر حاجت در اين حول‌وحوش يافت