عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

193

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

و فعلا آب اين قنوات جارى [ است ] و مزارعان مشغول كشت و زرعند ، و چون مرحوم فرمانفرما براى اينكه خلق . . . « 1 » سرحد را كه هرگز رعيتى نكرده‌اند به حيطهء تصرّف و رعيّتى درآورند پانزده نفر نوكر از آنجا گرفته و سه يك جنس را محلّ جيره و مواجب آنها قرار داده بودند كه هم عنوانى از رعيتى اهالى آنجا به ميان آيد و هم دولت نوكرى در سرحدّ داشته باشد . و براى حفظ حدود از شرّ اشرار خارجه و داخله و سارقين اين پانزده نفر كفايت نمىكرد . و در اين اوقات كه خود من به بلوچستان آمده و بر وضع اين حدود بصيرت كامل حاصل كردم پنجاه نفر نوكر از تابين و صاحبمنصب بر عدّهء آنها افزوده و اسامى رؤساى آنها و ساير معروفين را ذيلا مىنگارد : [ 215 ] اسامى رؤسا و صاحبمنصبان كه همه صاحب طايفه [ اند ] و از نوكر مزبور ابوابجمعى دارند مراد خان ياور نوكر سرحدّى پسر صحبت خان مير بلوچ زهى نواب خان ريگى پسر غلامعلى ريگى دوست محمد ولد ملّا محمد شنبه زهى مير منكه پسر كمال خان سهراب زهى عبد الكريم خان سلطان نوكر ايضا پسر مير يحيى خان مير بلوچ زهى اللّه رسان پسر گل محمد يار احمد زهى رحيم خان ولد نياز خان شاه ولىبر زمان خان پسر مير دوست بامرى اللّه رسان سلطان پسر مصطفى مير بلوچ زهى ميرين سلطان پسر رودين برهان زهى چاوش ولد قپان هاشم زهى لشكر خان پسر تاكزى يار احمد زهى 4 صاحب خان سلطان پسر علم خان مير بلوچ زهى على ولد شندى محمود زهى حيدر بيك ولد هاشم تمندانى و غير از اين ، شصت و پنج نفر نوكر در خاك سرحدّ يك نفر ديگر هم هست كه

--> ( 1 ) - دو كلمه را ناخوانده گذاشتم .