عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
189
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
[ 211 ] « 1 » چشمهاى است مسمّى به جودى و آب آن شيرين و گواراست . و از آنجا يك فرسخ در تل و ماهور سير كرده به چشمهء شوكه مىرسد . و از آنجا يك فرسخ گذشته كوهى است مسمّى به كوه پنجانگشت و در دماغهء كوه چشمهاى است كه دو نخل دارد و همينكه به گدار پنجانگشت برسى از آنجا سراشيب و تا قلعهء خاش يك فرسخ است . تنگهء محمد على خانى - تنگهء خم 308 و از دمّن چنان كه سابقا ذكر شد خطّى بسيار سخت و صعب العبور است و تمامش رو به فراز و هشت فرسخ خيلى سنگين است و در كف رودخانه مىگذرد كه از كوههاى ايرندجان جارى [ است ] و از آنجا به دمّن مىآيد و از دمّن هم گذشته شه دراز خالصه را مشروب مىكند و به قسمى سخت و صعب العبور است كه نه توپ را مىتوان عبور داد و نه با شتر مىتوان سير كرد . و همينكه نه فرسنگ بپيمايى به تنگهاى مىرسد مسمّى به تنگهء محمد على خانى و طورى تنگ است كه دو نفر پهلوى هم ممكن نيست ايستاده يا باهم عبور كنند و از آن تنگه رد شده به رود مزبور مىرسد و به قدر ربع فرسخ فى الجمله سهل العبور [ ست ] و بعد از آن باز راه به كمال سختى مىرسد و همينكه دو فرسخ گذشت به تنگه [ اى ] مىرسد كه منتهى درجهء سختى است و آن را تنگهء خم مىگويند . گدار سهرين 309 و از اينجا راه دو شعبه مىشود : يكى به سمت چپ مىرود . و از گدار رد شده به رودخانهء ثانوى مىرسد و آن را گدار سهرين مىنامند . و از اين نقطه تا منزلگاه اگرچه خالى از صعوبت نيست و دو سه گدار محقر طى مىكند . ليكن نسبت به سابق باز سهل العبور و تا يك درجه آسان و همهجا تا منزل آب در يمين [ 211 ] و يسار فراوان [ ست ] و علوفه اسبى هم پيدا مىشود . و در كوهستان هم اقسام درختها و سباع مثل پلنگ و خرس و گرگ زياده از حدّ و حصر است .
--> ( 1 ) - صفحهء 211 دو بار به قلم آمده است .