عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
18
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
و از ميان طبقات اولاد مرحوم محمد اسمعيل خان وكيل الملك اوّل الآن ملكيّت اين باغ مخصوص ميرزا على خان پسر مرتضى قلى خان وكيل الملك ثانى و نوهء مرحوم محمّد اسمعيل خان است . و اين زريسف قبل از اين خالصه بوده و در زمان حكومت فضلعلى خان بيگلربيگى همين محمّد اسماعيل خان و جمعى ديگر از خوانين و اعيان آن را خريده و جمعى ديوانى آن را ماليات قرار داده و در آبادى آن كوشيدهاند . و شش روز در آنجا توقف كرده همهروزه نايب الحكومه و بهجت الملك رئيس قشون كرمان و ميرزا محمد على مستوفى رئيس دفتر كشور « 1 » و ساير مستوفيها و كلانتر و بعضى اجزاء ديگر كه حضورشان براى تفريغ بقيّهء محاسبات و تعيين پارهاى تكاليف و گرفتن بعضى دستور العملها لازم بود حاضر شده ، از بام تا شام آن روز را به امورات خود مشغول [ بودند ] و دستور العملهاى شافى كافى مىگرفتند . حاجى بنان السّلطنه رئيس دفتر لشكر چون خودش ناخوش و مبتلا به پادرد بود از آمدن باغ زريسف معاف [ بود ] و همهروزه اجزاء و محرّرينش به آنجا آمده و كارهاى متعلّقه به دفتر لشكر را فيصل مىدادند . درينبين هم دو فقره تلگراف مطاع يكى از جانب سنّى الجوانب اعليحضرت هميونى ارواحنا فداه ، و ديگرى از طرف ذىشرف كارگزاران صدارت عظمى مبنى بر مراحم فوق العاده و مبالغه در تعجيل رفتن بلوچستان رسيد و موجب مزيد عجله و شتاب و مهيّج نايرهء التهاب گرديد . اگرچه برحسب اخبار كتبى مرض وباء در حدود بلوچستان به نوعى قيام داشته و سردار بلوچستان شرحى مبسوط نگاشته و فعلا هم درگير و دارست ، ليكن انجام خدمت ديوان بر حفظ جان مقدّم است و متوكلا على اللّه بايد تمام نواحى بلوچستان را به قدم جرأت پيمود . بالجمله از صبح دوشنبه پانزدهم تا غروب جمعه بيستم اوقات اقامت باغ زريسف را بتمامها مصروف انجام نواقص امور و تكميل مصالح ولايتى مىنموديم و در اين سه چهار روز از جود نامتناهى و فضل بىپايان الهى پيوسته بارانهاى متوالى نازل [ بود ] و در كوههاى اطراف هم برف كامل آمد و گرد قحط از چهرهء مملكت فرو شست و در تن نبات روح حيات دميد . [ 2 ]
--> ( 1 ) - نيز صفحهء 24 ، مرادش كارهاى ديوانى است . پس از پنج سطر از رئيس دفتر لشكر نام مىبرد .