عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

133

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

دادم كه بعد از فراغت از تعمير نواقص قلعهء بمپور و اتمام مرمتهاى آن دو سه انبار كاه مطوّل و سه چهار انبار جنس در كوچه‌گردان و قاسم‌آباد بنا كند . به اين معنى كه ديوار و پى آنها را بدوا چينهء گلى [ بسازند ] و بعد از آن با خشت تا پاى طاق بياورند و سقف آنها را به‌واسطهء مزيد استحكام و محفوظ بودن از بارانهاى خيلى سخت گرمسيرات تيرپوش كنند كه بعدها اسباب افاقه باشد . به‌سوى فهرج 208 دوشنبه پنجم [ شعبان ] - بعد از اداى نماز و قرائت اوراد و اذكار همين‌كه دو ساعت از طلوع برآمد اردو پيش‌وپس حركت كرده روانهء فهرج شدند . راه امروز چهار فرسخ و نيم و مسطح و هموارست و اندكى [ 126 ] رو به فراز و خطّش به طرف شرق سير مىكند . ولى خود من به رسم معمول از ابتداى منزل خارج از جادّه به‌طرف يمين راه به عزم شكار رفتم و چون در اين حوالى ابدا آهو ديده نشده فقط به شكار قوش رفته درّاج و جيرفتى گرفته قوشها را سير كرده و ناهارگاه را سربند خالصه قرار داديم . بند آب 209 و بند مزبور را هم كاملا رسيدگى و تماشا نموديم . در حالتى كه سيل پريروز آن را برده و معلوم شد كه بستن اين بندها به اين طورى كه عمله‌جات با نى و شن و بوته و سبد به عاريت مىبندند همين‌كه آب اندك طغيانى كند بند را برده آب به نهر خالصه و صحرا نخواهد رسيد . و از اين فقره طورى مزارعان و عمله‌جات از زن و مرد و كوچك و بزرگ گرد من انجمن شده و داد و فرياد مىكردند كه بالمرّه حواس و حالت برآيم نمانده بود و ناچار آنها را به نويد بستن و كومك و امداد فرستادن عملهء خارجى تسكين و اطمينان دادم . بازديد گاستگر خان 210 و نمىدانم دوازده سيزده سال قبل كه گاستگر خان مهندس‌باشى به اين نقطه مأموريت پيدا كرده و مخارج بستن بند را معيّن و بازديد نموده است به چه ملاحظه اولياى دولت قاهره در بستن بند مزبور اقدام نكرده و خرجى مرحمت نشده است و از اين فايدهء حالى و مآلى صرف نظر فرموده‌اند .