عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
121
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
گرسنگى و حرصى كه به گرفتن قرقى داشت همينكه صداى تفنگ بلند مىشد از آن درخت پرواز كرده به درختى ديگر كه حولوحوش بود مىنشست و به اميد اينكه اين جمعيّت پراكنده شده و قرقى را بگيرد به جائى نمىرفت . تا عاقبت آن را با تفنگ زدند . مجملا خيرگى و شدت حرص اين سار خيلى محلّ غرابت بود و همينكه شكار قوش را تكميل و قوشها را سير كرده [ بودم ] مقارن غروبى به منزل مراجعت نمودم . گياهان كوچهگردان 179 كوچهگردان يكى از خالصجات بمپور و در وسط جنگل بسيار بزرگ مطولى واقع [ است ] كه عرضش تخمينا يك فرسنگ و طولا از اواخر خاك بمپور است الى اواخر خاك رودبار ، و در اين جنگل گزهاى خيلى بزرگ است كه شتر سرشاخهاى آن را مىخورد و هكذا كهور زياد دارد كه در ييلاقات آنها را ورك مىگويند . نهايت در اينجاها بزرگتر از ورك ييلاقات [ است ] و به اندازهء چنار هم مىشود و شتر سرشاخ آن را مىخورد . درمشو و ساير علوفهها هم كه گوسفند مىخورد نيز دارد و گزهاى آن را اوايل زمستان شيره و گزانگبين بهعمل مىآيد ، ولى به مقدارى است كه خود بلوچها مىخورند . مگس عسل 180 و در سر درختهاى بزرگ [ 111 ] مثل كهور و گز مگس نحل هم بهطور ندرت يافت مىشود و بلوچها پيدا كرده مىبرند . ولى كسى نيست كه خود مگس را گرفته و « تنبوك » داشته باشد . درخت كنار هم در اين جنگل هست و تفصيلش در ضمن شرح حال بمپور خواهد آمد . آب كوچهگردان 181 آب كوچهگردان نهرى است كه از رودخانهء بمپور بريدهاند و هروقت طرف يمين رودخانه زراعت شود مسمّى به كوچهگردان است و همينكه در طرف يسار زراعت كنند آن را « چاه سردويه » مىگويند و درواقع يك خالصه به دو اسم مسمّى است . آبش گوارا و به اندازهاى است كه در بستن بند آن اهتمام كنند ، و الّا رودخانهء مزبوره چون آبش از كف رودخانه و منابع متعدّده زه مىكند و چشمهسار است خشكسال و ترسال را هم چندان اثرى نيست در زياده و نقصان آب مزبور ، و شرح اين