عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
117
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
باد شمال 170 همينكه شب به نصف رسيد بادهاى خيلى سخت وزيدن گرفت بهطورى كه احتمال پاره شدن چادرها مىرفت و هوا هم نهايت سرد شد ، زيرا كه اثر حركت كردن باد شمال در اين نقاط چنان كه مكرر نوشتهايم همين است . حتّى آنكه در تابستان هم هروقت باد شمال بوزد هوا را دو سه درجه خنك مىكند . مجملا از هياهوى باد و حركت كردن پردهها از خواب جسته نايب على اكبر را احضار كرده به او قدغن كردم تمام آتشهاى اهالى اردو را خاموش كند و ملّاباشى را هم كه شبها در چادر خودم مىخوابد بيدار كرده تا وقت نماز مشغول به خواندن تواريخ و حكايات بود و اين طريق امشب را بيتوته كردم . بهسوى كوچهگردان 171 سهشنبه 29 - بعد از اداى فريضه على الطّلوع به همراهان گفتم روانهء كوچهگردان شده و در سر چاه ميردوست كه وسط راه و نقطهء ناهارگاه است بمانند تا من برسم و خودم با اجزاء شكار بهطرف يمين جادّه به عزم شكار آهو رفتيم . راه اين منزل دوازده فرسنگ و خطش به جنوب سير مىكند و همهجا مسطّح و هموار و جزئى سراشيب است . و چاه هم [ 106 ] در حوالى راه طوايف بلوچ از بامرى و سابقى و عبد اللهى و زين الدّينى و غيره براى احشام خود بسيار حفر كردهاند . ولى از جادّه دور [ ست ] و براى عابرين مفيد فايده نيست . غير از چهار پنج چاه كه شرح آنها را اجمالا در اينجا ذكر مىكند . چاههاى راه 172 از گزك معادل پنج فرسنگ گذشته در يمين جادّه به فاصله هزار قدم چاهى است معروف به « چاه دين محمّد » و آبش هم گوارا و خوب است . و بعد از آن به فاصلهء يك فرسخ در يسار راه نيز چاهى است مشهور به « چاه حسينخانى » و ربع فرسنگى از راه دورست . و از محاذات آن چاه ربع فرسنگى كه بگذرى در يسار وصل به راه « چاه ميردوست » است كه قدرى شور است . مابقى گوارا [ ست ] و خالى از تعريف نيست .