عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

11

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

تفاريق به عنوان سردار يا ناظم بلوچستان ( ص 102 ، 114 ، 130 ، مخصوصا 258 تا 260 ) نام آورده است . همراهى با سايكس 7 نكتهء قابل توجه اين است كه سر پرسىسايكس در همين مواقع كه فرمانفرما در بلوچستان بود به سير و سفر آنجا پرداخته بود ( صفحات متعدد فهرست ديده شود ) . در تمام مراحل ، فرمانفرما مواظبت داشت كه اتفاقى بر او نيفتد . نكتهء ديگر آنكه به همراه فرمانفرما مردى هندى به نام شيخ محى الدين هندى « از موظفين دولت انگليس » بود كه به گفتهء فرمانفرما « به قصد سياحت » به كرمان آمد و مقصود بالاصالهء او ديدن سايكس صاحب انگليسى است كه اين اوقات در صفحات بلوچستان است ( ص 20 ، 21 ، 115 ) . شيخ محيى الدين تا فهرج با اين قافله همراه بود و از آنجا گفته است كه چون سيستان دارد جدا مىشود ( ص 142 ) . ولى در بمپور همراه سايكس بوده است و هردو به ملاقات فرمانفرما مىآيند . فرمانفرما مىنويسد « فعلا همراهند و در پذيرايى آنها كوتاهى و قصور نخواهد شد . » ( ص 127 ) . آنها از شاه‌آباد قصد برگشت كرمان كرده‌اند ( ص 287 ) . به همراه سايكس يك نظامى هم بوده است كه نامش در سفرنامه به چند شكل ديده مىشود نيژاوژين ( 127 ) شيروژماژر ( 271 ، 279 ) ، ژماژر ( 287 ) ، شيرورژماژر ( 423 و 430 ) . دربارهء صورت درست اين نام از دوست دانشمند جان‌گرنى J . Gurney ( اكسفورد ) كمك خواستم . ايشان در نامهء خود نوشت آن كسى كه در سفر بلوچستان از كراچى همراه سايكس بود و نامش را مىدانم - Major G . W . Brazier Creagh طبيب بود « 1 » . درين سفرنامه از يك انگليسى ديگر نام رفته است كه در هيأت تجديد حدود ميان ايران و بلوچستان انگليس مأموريت داشت . نام او به صورت سانران ( ص 258 ) ضبط شده است . ولى در كتاب « سرگذشت بلوچستان و مرزهاى آن ، تأليف امان اللّه جهانبانى « 2 » نام نمايندهء دولت انگليس كلنل توماس هيدچ و اعضايش سروان كمپل و سرهنگ وهب آمده است . فرمانفرما در بازگشت از سفر چون نزديك به كرمان رسيد تلگراف احضار خود را دريافت كرد . يعنى عزل شده بود ( ص 423 ) . در حالى كه در آغاز سفر ، در بم نوشته بود اگر در كرمان ماندنى شوم و توقفم به طول انجاميد تمام عمارات را بدهم خراب كنند و زمين ارگ را بالمره صاف كرده غله زراعت كنند . » ( ص 52 ) . مسافران كنونى كه به ديدن ارگ بم مىروند بايد به ناصر الدين شاه دعا كنند كه به فرمانفرماى ثانى فرصت آن تخريب را نداد . فرمانفرما پنج بار در متن ، آن را « مسافرت‌نامه » ( ص 17 ، 47 ، 85 ، 271 و 368 ) و يك جا « روزنامهء مسافرت بلوچستان » ( ص 127 ) و يك جا هم « مسافرت‌نامهء بلوچستان » گفته است . اگرچه عنوان روزنامهء

--> ( 1 ) - اخيرا از اطلاعى كه آقاى رمضانعلى ده‌مرده ( فاضل زابلى ) به من داد ظاهرا اين شخص در Intelligence Division War Office خدمت مىكرد و كتابى ازو به نام Through Baluchistan and Seistan در سال 1897 در لندن نشر شده است اما در كتابشناسى ويلسن نام آن را نيافتم . ( 2 ) - تهران ، 1338 ص 121 .