عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
106
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
هفت هشت سال قبل در حوالى برج معاذ كه هفت فرسنگى ريگان است ملكى جديد احداث كرده و ديوانيان فراخور حوصله مالياتى بر آن بستهاند . زهو - پوزهء لوليان 144 صبح چهارشنبه 23 - بعد از اداى نماز محض اينكه مالها خسته [ بودند ] و در اين منزل هم آهو و شكارگاه نداشت به اين جهت دو سه ساعت تأمل نمود و قريب به ظهرى خودم و همراهان بالاتفاق در ميان جادّه روانه شديم و چون ميرزا ابو تراب ملّاباشى از اشعار مهمل و لغو همهوقت مىسرايد من و حاجى سهراب خان و دكتر و شيخ احمد اديب بر سبيل تفنّن غزلى بر وضع خود او متفقا « 1 » ساخته و مشار اليه را دست انداخته بطور تفنّن مىآمديم و به اين وضع مقارن غروبى وارد منزل زهو شديم . راه امروز پنج فرسنگ كامل [ بود ] و در ميان جلگه كه اطرافش كوه و تلهاى مختصر است سير مىكند و خطش رو به جنوب و جزئى سنگلاخ و قدرى هم صعب العبور است و همينكه سه فرسنگ بگذرد به فضاى سنگلاخى مىرسد كه آنجا را پوزهء لوليان مىنامند . و در اين نقطهء چپ جادّه چاهى است . و اوقاتى كه خشكسالى يا تابستان است و در كف رودخانهء زهو اگر چاهى حفر شود به اندك عمقى [ 92 ] به آب نمىرسد بر خلاف اين اوقات كاروانيان اينجا را نقطهء منزلگاه قرار مىدهند . و بالاتر از آن هم دست چپ جادّه باز دو چاه است كه يكى را « آب رئيس » و ديگرى را « مكان » مىگويند و اين سه چاه هركدامى تقريبا يك فرسخ فاصله دارند . تنبيه نايب با گاوسر 145 بعد از اينكه به منزل رسيديم معلوم شد نايب على اكبر يورت اردو را در مسيل و چادرها را در حواشى كف رودخانه افراشته است . چنانچه خداى نخواسته به طورى كه در غالب گرمسيرات معمول است اگر شبانه نيم ساعت از آن بارانهاى دانه درشت گرمسيرى به كوههاى اطراف ببارد غفلة سيل حركت كرده و تمام چادرها را بتمامها بردارد و هيچ از فراش و اثاث « 2 » و جل و پلاس فرونگذارد و ساكنين آنها مصداق « كل شىء هالك الّا وجهه » خواهد بود .
--> ( 1 ) - اصل : مشتقا . ( 2 ) - اصل : اساس .