پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

46

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

عالى بكوشد تا پىببرد كه به من در ايران چه مىگذرد خواهند گفت كه كردها ما را در سرزمين ايران كشته‌اند . حسين زندانبان هر شب مىآمد و با ما نيز صحبت مىكرد و ليكن درحالى كه وانمود مىكرد كه مىخواهد غمهاى ما را از دلمان بزدايد در حقيقت با توريه و سخنان كوتاه و بريدهء خود بر غمهاى ما مىافزود . يك روز به حسين گفتم : سلام عليكم ، چه خبرى از دنيا دارى ؟ در پاسخ گفت همه‌چيز رو به راه است . - آيا يك سپاهى ترك از قسطنطنيه رسيده است ؟ - خدا مىداند . - آيا كردهاى شما امروز كردهاى عبد اللّه « 1 » را شكست دادند - آرى . ما آنها را به گريز واداشتيم . - آيا از آنها فراوان كشته شد ؟ - پنجاه سر بريده آنها را نزد افندىمان « 2 » آوردند . - آيا چه خبرى از جنگ ايرانيها با روسها دارى ؟ - خيلى خبرهاى خوشى دارم . مىگويند كه روسها ملحدين را از ايروان رانده‌اند - چه ملحدينى ؟ - ايرانيان . شايع است كه تبريز به زودى بدست نيروى كفار مىافتد . - آيا پاشا از اين خبرها خوشش مىآيد ؟ - بىگفتگو ، ملحدين خطرناكترين دشمنان ما هستند . - آيا بالاخره معلوم شد كه دربارهء ما چه مىخواهد بكند ؟ - نه - آيا نقشهء خفه كردن ما را دارد ؟ - خدا مىداند ؛ من نمىدانم . - پس چرا كشتن ما را پس مىاندازد ؟ - افندىمان كارش را خردمندانه انجام مىدهد . - آيا امروز بامداد او را ديدى ؟ - آرى - آيا دربارهء ما با تو سخنى نگفت ؟ - نه - پس در كاخ او چكار داشتى ؟ - به من دستور داده‌اند كه در اين‌باره با شما سخنى نگويم . - حسين ، تو ضد و نقيض‌گوئى مىكنى ، اگر تو خدا و پيغمبرت را دوست دارى به پاشا بگو كه ما از او يك مرحمت خواستاريم - چه درخواستى داريد ؟ - اينكه او ما را بكشد . - نعوذ بالله - اين زندگى پر از بدبختى كه او براى ما فراهم كرده هزار بار مرگ بهتر از آن است . زندگانىاى كه اين گونه با

--> ( 1 ) - عبد الله سركردهء سيبكىها بود كه ذكرشان را كرديم . ( 2 ) - كلمهء افندى از يونانى جديد مشتق شده كه معناى ارباب يا مهتر را مىدهد . اين كلمه را تركها براى توصيف اشخاصى كه با قانون آشنائى دارند به كار مىبرند .