پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )
25
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )
كه ناگاه پيرمردى كه كهياى « 1 » آنجا يا به عبارت ديگر كدخداى آنجا بود با شنيدن آن فريادها دويد و در برابر زنها از جا دررفت و به آنها دستور داد كه خود را به كنار بكشند و سپس ما را نزد خود خواند و گفت كه « خيلى خوش آمديد ، تا غروب آفتاب بياسائيد ؛ در اين سرزمين بهتر اين است كه شبها سفر كرد نه روزها ؛ به شما براى گذشتن از كوهستان ، راهنماهاى مطمئن و نگهبانان با وفا مىدهيم . عبد اللّه رئيس سيبكى « 2 » ها كه گستاخى و نيرومنديشان در ارمنستان مشهور است در سه فرسنگى « 3 » اينجاست . او فرمانرواى گذر و كوهستان است و چون اكنون او با پاشا ، افندى ما در حال كشمكش است هر كاروانى را كه آهنگ بايزيد و ايروان را داشته باشد متوقف مىكند . اين سركشى در مدت روز در پيرامون ما دور مىزند : امروز بامداد به تيررس دهكدهء ما خود را رسانيد . شبانگاه گلهها و تاراجيهاى ديگر خود را كه چاپيده بود به اردوى خود مىبرد . و بردگان ، زنان رقاص و زنهاى ساززن را به چادرش مىبرد و آنان را همهجا همراه دارد . بدين ترتيب پارهاى از شب خود را به هرزگى مىگذراند . براى شما خيلى اهميت دارد كه از برخورد با او بپرهيزيد و در همسايگى اردوگاهش هنگامى كه او و كسانش در خواب عميق فرورفتهاند نرويد » كهياى سالخورده پس از اينكه اين سخنان را گفت دستور داد كه از يك حياط كه صنوبرهاى « 4 » سايهافكن داشت حصير ، قالى ، آب ، شير و برنج براى ما بياورند .
--> ( 1 ) - كهيا در يك دهكده نوعى افسر شهردارى است كه مردم آن را مىگزينند : او معمولا توانگرترين يا پروردهترين كسانى است كه به رايگان اين شغل را به عهده مىگيرد . شايد چندان بىاساس هم نباشد كه بگويند اينها با پاشاها زد و بند دارند تا مال مردم را به زور و تهديد بچاپند و خود را با مال كسانى كه مىبايست از آنها دفاع كنند و در زير حمايتشان بگيرند توانگر سازند . اليويه : مسافرت در امپراطورى عثمانى ؛ جلد اول ، فصل 27 ، صفحهء 6 - 175 ( 2 ) - Sibkis ( 3 ) - چهار ليوونيم . پرسنك ( در فارسى جديد فرسنك يا فرسخ ) تقريبا شش هزار متر است . ( 4 ) - نزديك بايزيد چند درختى به چشم مىخورد .