پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )
4
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )
ساكنين آن سرزمينها مىدانم بنويسم و در واقع ترجمههاى تحت اللفظى مذاكراتى را كه اغلب به زبان تركى به عمل آمده ارائه دهم و آنچه در زير از نظر خوانندگان مىگذراند عينا گفتههاى تركها ، كردها ، ارمنىها و ايرانيان مىباشد . با اين حال معتقدم كه اين كتاب مىتواند معرّف اوضاع و احوال محلى باشد و نظر عامه را به پيشآمدهاى ناگوارى جلب كند ، با آنكه ارتباطى ميان آنها نيست مىتوانند يك نظر صحيح و كلى در خواننده ايجاد كنند . اين وقايع از قبيل ستمگرى و استبداد دولتها نسبت به مردمان جاهلى است كه تحت نفوذ مذهبى ناشكيبا قرار گرفتهاند . من يادداشتهايم را طورى تنظيم كردهام كه بيشتر بعنوان موضوع اين كتاب بستگى دارد و به موضوع مأموريتم كمتر توجه شده است زيرا در حين نگارش به اين مسئله پىبردم كه ارضاء حس كنجكاوى خوانندگان به پيشآمدهائى كه در ممالك دوردست و ناشناخته رخ مىدهد و مردمانش نيمه وحشى هستند خيلى دشوارتر است تا پيدا كردن عنصرهاى تازهاى براى پيشرفت صنعت فرانسه ؛ زيرا انتظار خوانندگان از سفرنامهها به دست آوردن اطلاعات مثبت و دقيقى دربارهء جغرافيا و تاريخ اين سرزمينها مىباشد . براى رسيدن به اين هدف ، تا اندازهاى كه مىشد من از پندهاى آقاى لانگلس كه مردى روشن روان است و همهء اروپا كارهاى دانشمندانهء او را مىشناسد و ليكن هيچكس بهتر از خودم نمىتواند صفات شايان او را بستايد ، يارى جستم . او كتابخانهء پرارزش خود را به رويم گشود و با دوستى نيكخواهانهاش در رساندن كمكهاى بسيار گرانبهايش به من زيادهروى كرد . آقاى هانرى كه « تاريخ دودمان اطريش » و « تاريخ لئون دهم » را به آن شيرينى ترجمه كرده و همه او را مىشناسند در اين كتاب من تصحيحات به جائى انجام داده است . چندين تن از آقايان افسرانى كه در جزو سفارت ژنرال گاردان به ايران آمده بودند به من كمك كردند و نكتههاى اصلى گوناگونى را با نظريهء خود اصلاح نمودند و آقاى سرهنگ ترزل كه يكى