پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

پيشگفتار مترجم 15

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

چندين بار به او پاداش داد و ژوبر به افتخارات چندى نايل آمد . شال‌هاى كشميرى كه شاه ايران براى دربار فرانسه فرستاد به توسط ژوبر به ژوزفين تقديم شد و ديدن آنها سبب آفرين گوئى گرديد . در 1809 ژوبر زناشوئى كرد و پدرزنش يكى از بانك‌داران خيلى شرافتمند فرانسه بود ؛ او تمام نامه‌هاى وارده به وزارت خارجه را بايد ترجمه مىكرد . در 1814 در نبرد پاريس فرماندهى دومين لژيون نگهبانان ملى را عهده‌دار بود و خيلى از خود خونسردى بروز داد . در حكومت صد روزه ناپلئون او را به قسطنطنيه فرستاد و سمت وابسته به وى داد . سلطان سليم او را نپذيرفت ولى وى درفش فرانسه را برفراز ساختمان سفارت برافراشت و با لجبازى اين كار را به پايان رساند . خبر نبرد واترلو سبب شد كه به فرانسه برگردد . جنوب فرانسه در آتش جنگ مىسوخت و ژوبر را از دوستاران و هواداران بناپارت مىشناختند . پس گذرنامهء تقلبى به او دادند و با نام جعلى لبلان « 1 » به عنوان بازرگان به پاريس آمد . رئيس شهربانى پاريس به او گفت كه از پناهگاه بيرون نيايد و به او اطمينان داد كه خطرى متوجه‌اش نيست . وضع ژوبر به كلى عوض شد ، او در پى به دست آوردن بزهائى بود كه با پشم آنها بتواند در فرانسه پارچه‌هاى شبيه به شال كشميرى ببافد . او به ادسا و پس از آن به تفليس و سپس به هشتر خان رفت . ژنرال يرمولوف « 2 » به او اندرز داد كه به خيوه ، تاشكند و كاشغر برود و مرز چين را بگذرد و در كاشكند ياختن بزهاى تبتى به دست بياورد . او يك هزار و سيصد بز در روسيه خريد و با كشتى به مارسى و تولون آورد . در 1829 جنگ ميان روسيه و عثمانى درگرفت و ژوبر در بستن پيمان آندرينوپل شركت كرد و به تنظيم امور مربوط به يونان همت گماشت و مانع كشتار ارمنىها گشت . اكنون برگرديم به دوره‌اى از زندگيش كه به كار استادى مىپرداخت و روشش طور ديگرى بود . در 1821 كتاب مسافرت در ارمنستان و ايران را انتشار داد ؛ در 1823 دستور زبان تركى را ؛ در 1825 نسخهء خطى به حروف ايغورى را خلاصه كرد ؛ در 1826 شرح سفر از اورنبورگ به بخارا ؛ در 1827 خلاصهء فشرده شدهء روايت تركى بختيارنامه از روى نسخهء خطى به حروف ايغورى متعلق به كتابخانهء اكسفرد را انتشار داد . در 1809 او عضو بنگاه شاهى هلند و در 1822 عضو بنگاه پادشاهى بلژيك ؛ در 1823 عضو رابط انجمن آسيائى لندن و انجمن علوم شهر اكس ؛ و در هنگامى كه در قسطنطنيه بود او را در 1830 عضو فرهنگستان هنرهاى زيبا و نبشته‌ها كردند . هنگامى كه او به انجام تكاليف فرهنگستانى خود مىپرداخت براى انجمن جغرافيائى و انجمن آسيائى پاريس با علاقه‌مندى كار مىكرد ؛ در ضمن به روشن نمودن تاريخ مردمان مختلف افريقا مىپرداخت .

--> ( 1 ) - Leblanc ( 2 ) - Yermoloff