پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )
81
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )
فصل دوازدهم شرح سرزمين جانيك - جنگى كه در اين سرزمين رخ داد - يوسف پاشا ناگزير شد كه به حيله دست ببرد تا مردم آنجا را فرمانبردار كند - گريز طاهر ، پاشاى جانيك . جانيك كه سابقا قسمتى از پون پلمونياك « 1 » بود از قزل ايرماق يا رود سرخ ( هاليس باستان ) تا كرزون « 2 » كه سرازوس « 3 » يا فارناسياى سابق مىباشد گسترده شده است . اين سرزمين كوهستانى است و به سبب رودهاى بسيارى ، در محلهاى مختلف از هم بريده شده است . هوايش اصولا نمناك است چنان كه رشد فراوان گياهانش كه باور نكردنى است معلول همين رطوبت است كه در كمتر از سه ماه گياه درست به آخرين بلندى خود مىرسد . تاك و زيتون در جانيك با رشد فوق العادهاى مىرويد ولى ميوههايشان گس است چون آنها را به حال طبيعى خود رها كردهاند . ساكنين آنجا كمتر به كشاورزى مىپردازند جز آسايش چيز ديگرى دوست ندارند يا بهتر بگوئيم هيچگونه هوس يا آزمندى در سر ندارند . با شاه بلوط ، ذرت ، لبنيات زندگى خود را مىگذرانند ؛ درخت گيلاس « 4 » ، گردو و فندق
--> ( 1 ) - Pont Polemoniaque ( 2 ) - Keresoun ( 3 ) - استرابن از اين دو نام ، دو شهر مختلف را درنظر مىگيرد و ليكن آرين مىگويد كه فارناسى Pharnacie نام شهر سرازوس Cerasus در آن روزگار بوده است و آنجا يك كوچنشين سينوپ Sinope بود . ( 4 ) - مىدانيم كه از اين سرزمين بود كه روميان درخت گيلاس را به اروپا آوردند ولى ميوهء آن در نزد ما به علت رسيدگى خيلى بهتر شده است .