موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

87

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

شده و پرده‌هائى هم بدريچه‌هاى آن آويزانست ، داخل آن بقدرى تنگ است كه جز چهارزانو بسبك ايرانيان هيچ قسم نميشود قرار گرفت - اين آلت نقاله را در ايران تخت روان نامند - از اين تخت روانها عده‌اى بما دادند كه اگر كسى مريض شده قدرت سوارى نداشته باشد بدان وسيله مسافرت كند - از ظاهر اسبها خيلى انديشناك بودم ولى بعد ديدم كه از بره آرام‌ترند بعلاوه بقدرى قدمشان چابك است كه ابدا مسافر را خسته نميكنند - در ايران اسبى كه اين قدم را نداشته باشد به نصف قيمت فروخته مىشود . در عبور از قريهء دوژن براى اولين دفعه درهء قشنگ ايروان را مشاهده نموديم كه از قعر آن رود ارس با پيچ‌وخم زياد ميگذرد - در اطراف قرى و قصبات زياد مشاهده ميشد - در ايران تمام قرى بقلعه شبيه است چه دور همه را ديوار و كنگره احاطه كرده و در گوشه‌ها ببرج ختم مىشود - يك قسمت از اين اقدامات در اثر عدم اطمينان بدولت است كه اهالى هرقريه‌اى براى حفظ و حراست خود به اين وسائل مبادرت ميكنند . قسمت ديگر جنگهاى داخلى و خارجى است كه اقدام به اين وسائل را ايجاب مىكند همين كه از رودخانه گارنيچاى گذشتيم بدون اينكه ستونهاى مرمر سياهى را كه شاردن مشاهده كرده ببينيم ( حقيقة بيش از صد سالست كه از مسافرت او ميگذرد ) در ميان قرى و قصبات زيادى اردو زديم - فاصلهء ما تا كوه آرارات بمنتها درجهء نزديكى رسيده بود - غذا را در هواى آزاد صرف كرده آفتاب را كه پشت قلل مستور از برف آرارات غروب كرد مشاهده نموديم . روز هشتم كه به راه افتاديم در سمت چپ ما رشته جبال معظمى بود كه در خيلى دوردست سرحد يكى از ايالات روسيه را تشكيل ميداد و در دست راست رودارس كه در ساحل آن خرابهء صومعه‌اى را مشاهده كرديم - گويند سن گرگوار مؤسس ديرايچ ميازين يكسال در اينجا در غارى سكونت اختيار كرده كه گناهانش پاك شود و خداوند او را زندگانى ابدى كرامت فرمايد - از اقصى نقاط دسته‌دسته به آنجا ميآيند و معتقدند كه اگر خود را به آن غار بمالند امراضشان شفا مىيابد - زمين اين مكان پر است از مجارى كه براى مشروب ساختن اراضى برنج‌كارى و پنبه‌كارى احداث شده - از اين زمين بخارى خودبخود متصاعد مىشود كه باعث سردرد ميگردد .