موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
78
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
حركاتى مضحكتر از آن اشد اصوات را از گلوى خود برآورده با ساز همراهى ميكرد ، خوشبختانه بنا به عادت مملكت در موقع خواندن صورت خود را پشت صفحه كاغذى ميپوشاند كه حركات صورتش موجب وحشت ما نشود . سازندگان رعايت ضرب موسيقى را خوب ميكردند ولى آوازشان بيشتر شبيه بصداى گريه بود . رقاص اين دسته عبارت از سه پسربچه بود كه البسهاى مزين بنوارهاى ابريشمى رنگارنگ دربر كرده مطابق ضرب و ساز مىرقصيدند و رقص را بچرخيدن ختم ميكردند - در موقع رقص با زنگى كه در دست داشتند مطابق ساز ضرب ميگرفتند - دو نفر از رقاصها كه در طرفين ميرقصيدند گمان ميكنم رل زن را بازى ميكردند و آنكه در وسط جست و خيزهاى فوقالعادهاى بجانب اين و آن ميكرد رل مرد را - غريبتر از همه اين بود كه وقتى صداى سازوآواز به حد اعلى ميرسيد رقاصها تمام طول اتاق را معلق زنان طى ميكردند . رقاصهاى طرفين با چموخم زياد از جاى برميخاستند ولى رقاص وسط سر بر زمين نهاده پاها را به هوا بلند ميكرد بقسمى كه لباس بلندش برگشته ماهيچهها و قسمت وسطاى بدنش برهنه نمايان ميشد - حركت ديگرى هم ميكردند كه در آن خيلى مهارت به كار مىبردند بدين نحو كه بدون اينكه دست يا سرشان بنقطهاى اتكا داشته باشد در هوا چندين معلق مىزدند . عاقبت از ساز و پذيرائى خسته و مانده برخاسته عزم رفتن كرديم - سفيركبير و ما هر يك بنوبهء خود تعارفات معموله را به عمل آورده با خاطرى خشنود ازين غذاى اروپائى به منزل مراجعت كرديم .