موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

59

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

در كشاكش اين حركات وارد تالين شديم كه ابتداى جلگه‌هاى وسيعيست كه ايالت ايروان را تشكيل داده برود ارس منتهى مىشود - در افق دو قلهء معظم آرارات نمايان بود كه سربابر كشيده در ميان ابر و مه از نظر ناپديد مىشود - افكارى كه در طفوليت بما تلقين مىشود هميشه تأثيرات عجيبى در روح ما دارد چه از مشاهدهء قلهء آرارات كشتى نوح نبى و مندرجات كتاب مقدس از نظرم گذشت كه يكجفت از تمام حيوانات و جانوران روى زمين كه از هلاكت نجات يافته‌اند در اين نقطه فرود آمده و از اينجا به تمام اقطار عالم پراكنده شده‌اند . انسانى كه از چنين مخاطره‌اى نجات‌يافته بچه زبان حمد خدايرا گويد كه به زمين فرود آمده در آن كشت و زرع مىكند - بارى نقطه‌اى كه كشتى نوح بر آن نشسته بمانشان دادند ولى درين مدت تغييرات كلى در آن ظاهر شده ميگفتند با زحمات زيادى كه كشيده شده كس نتوانسته خود را به نصف ارتفاع اين كوه رساند . قلهء آرارات دائم از برف مستور و شبيه كله‌قنديست كه بر نوك آن يك لكهء سياه باشد - اين لكه را جمعى به معجز تعبير مىكنند - زهاد را عقيده آنست كه اين لكه كمان نوح نبيست و بعضى كه اعتقادشان سست‌تر است اين نقطه را فرودگاه كشتى نوح دانند . در تالين به طرز ايران زير چادر از ما پذيرائى كردند در يكى ازين چادرها قالى گسترده سفير و همراهانش را در آن به صرف مبردات دعوت كردند - غذاى ايرانيان مركب از شربت و خورش و مرباهاى بيمزه‌ايست - شربت ايرانيان آب شيرينى است كه عصارهء ميوجات ترش را در آن ريخته در فصل تابستان با يخ صرف ميكنند - گرچه اين شربت بد نيست ولى نه تنها به ليموناد اروپا بلكه به شربت‌هاى تورتوفى هم نميرسد - پس از تعارفات بسيار مهماندار ، به منزل خود رفته شب را در سرحد ايران بسر برديم . قريهء تالين در جوار قصرى واقعست كه بيش از هزار سال ساخته شده ، اين ده متعلق بتاتارهاست و چيزى بهتر ازين قصر وجود ندارد - در يكطرف اين عمارت نوشته شده « اين قصر كه خوشترين كنج انزواى پدر بدبختى بود به پسرى كه خوشبخت‌تر ازوست بخشيده شده . »