موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
24
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
مقارن ظهر ژنرال حاكم كازبك را ملاقات كرديم - اين شخص يك نفر كوهستانى است كه خدمات بزرگى به دولت روسيه كرده و در تحت قواعدى شبيه به نظامات وحشيان مراقب امنيت اين راههاست غذائى هم با برنج و گوشت گوسفند به طرز آسيا بما داد . معمولا مسافرين شب را در كازبك مىمانند ولى ما رفتن به كوبى را ترجيح داديم . در بين راه قرى و قصبات زيادى مشاهده شد كه ذكر اسامى آنها لزومى ندارد - در شكاف كوه مرتفعى سوراخى مشاهده شد كه گفتند منزلگاه زاهدى است در اين اثنا شخصى افتان و خيزان از آن خارج شده در چهارراه مشجرى سر راه بما ملحق شد كه برسم معمول چيزى بگيرد - ندانم چند سال بايد اين بيچاره زحمت كشيده باشد تا سوراخى شبيه به لانهء حيوانات موذيه در سنگ خارا احداث كرده باشد . كوبى عبارت از قلعهاى بود كه بيش از سه خانه نداشت و در آن چيزى جز آتش براى گرم كردن خود پيدا نكرديم . وسائل كار و گارى آذوقه و اثاثيه مطبخ هم خيلى عقب بود ، ظهر تا به حال هم قريب بيست ورست راه پيموده و سخت گرسنه شده بوديم ، اين قضيه هم موجبات دلتنگى ما را كاملا فراهم ساخت . ژنرال سعى ميكرد كه بهر نحو باشد ما را سرگرم كند كه ناراحتى منزل در ما مؤثر نشود . هركس از فرط خستگى و ملالت به اطاقى رفته بود ولى قبل از اينكه خفته باشند نصف شب صدايى برآمد كه آذوقه رسيد و اين نيتيكاى آشپز است ولى اين رسيدن آذوقه ذوق نداشت چه تازه بايد مدتى صبر كرد تا آتش افروزند و ساير وسايل مقدماتى كار را فراهم سازند اين بود كه همه دست به كار شديم و كلنل ويلگاميروف تصنيفى براى آشپز درست كرد كه در ساختن آن ذوق و سليقه به كار برده بود ما هم بدون آنكه قبلا ژنرال را از آن مستحضر كرده باشيم آن را حفظ كرده در موقع صرف دسر نيتيكا را احضار و جمعا تصنيف را خوانديم نيتيكا كه از تكرار اسمش