موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
14
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
آورده تلافى كنند بعضى اوقات ممكن است سالها بگذرد و طرف به چنگ دشمن نيفتد كسى كه جنايتى كند به خانوادهء خود ملتجى مىشود آنوقت طرف در صدد است كه او را بدست آورد - اگر قاتل بمرگ طبيعى بميرد نزديكترين كسانش هدف تير بلا مىشود - نسبت به روسيها نيز همين رفتار را دارند - وقتى يكى از اين كوهستانىها بميرد نزديكترين كسان او تا يك سر روسى نياورد دلش آرام نمىگيرد - اگر يكى از رفقاى ايشان كه مرتكب قتلى شده اسير روسيها شود به قيمت گزافى او را خريده به زجر و سختى مىكشند . آيا اين طوايف از نوع بشرند ؟ - باز هم بايد ممنون طبيعت و تركها بود كه به فاصله طاعونى در اين قبائل مىفرستند و الا عدهء اين نژاد موذى بيش از اين مىشد . اگر دولت روسيه نسبت به اين قبائل همان رفتارى را مىكرد كه نسبت به تركها مىكند بتدريج آدم مىشدند ولى متأسفانه به همين قناعت مىكند كه قشونى فرستاده خانه ايشان را خراب و اغنامشان را تاراج كند - اين راهزنان دزد هم به جاى دفاع در اطراف كوه پراكنده شده به عجز و التماس و مواعيدى كه هيچوقت به آن عمل نمىكنند پوزش مىطلبند . مسلمانانى كه همسايهء ايشانند ابدا طرز محافظت از طاعون را به اين طوايف نمىآموزند چه تركها اين بليات را موهبت آسمانى دانسته به ميل مفرط و رغبت كامل تن به مرگ مىدهند . سبعتر و وحشىتر از چركسها و كاباردنها « چچنها » مىباشند كه در نقاط دور دست قفقاز سكونت دارند و حدود تاختوتاز ايشان تا خطوط قشونى روسيه امتداد دارد - اين طايفه سابقا از مملوكين كاباردنها بودند ولى اكنون آزاد و افتخار شرارت و قساوت را از رؤساى اوليهء خود ربودهاند . ژنرال دلپوزو كه فرماندهء قسمتى از خطوط قفقاز و سنش هفتاد است بدبختانه چندى است بدست طايفهاى از چچنها افتاده و علاوه بر دستبند و كند آهنينى كه روزها بدست و پايش مىزنند در موقع شب گردنبند عظيمى هم به گردنش مىنهند - بدوا كه او را متمول گمان مىكردند بيشتر آزارش ميدادند كه بلكه دولت روسيه