موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
112
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
خوب پرش كنند برنخاست ، در انتهاى حياط تالار بزرگى بود كه ميرزا بزرگ از ما در آن پذيرائى كرد . جمعيت زيادى روى بامها جمع شده انتظار شروع جشن را داشتند . چيزى كه به نظر ايرانيان خوب آمده بود موزيك ما بود كه بتمايل حضرت وليعهد سفير فرستاده بود مجلس را گرم كنند . مقامهاى جديد روسى حس كنجكاوى مردم را تحريك ميكرد . ولايتعهد بجهاتى در جشن حاضر نشد چه در آنصورت وزير و حاكم و رجال مهمهاى كه آنشب حضور داشتند بايد تمام شب را بيرون پنجره بايستند و ما روسيها در داخل تالار باشيم عليهذا شاهزادهء عباس ميرزا از حضور در جشن عذر خواست و وزيرش را مأمور پذيرائى ما كرد كه الحق جاى گله هم باقى نبود . قبل از آنكه هوا خوب تاريك شود شربت و بستنى و چاى براى ما آوردند . از ورود عدهاى كه به لباس رسمى فرانسه ملبس بودند خيلى متعجب شديم . جمعى از ما جلو ايشان رفتند . بدوا نفهميديم ايشان براى چه مقصودى بتبريز آمدهاند « 1 » ولى همين كه با هم به زبان فرانسه صحبت كردند معلوم شد ايتاليائى هستند و در مملكت خودشان بجايى نرسيدهاند براى تحصيل مال بايران آمدهاند . گرچه درجهء نشانى كه داشتند عالى بود ولى سرووضع و طرز بيانشان آبرومند نبود . يكى از ايشان گفت علت مسافرت بايران اين بود كه هواى سيسيل خيلى گرم بوده است . ما هم به اين اشخاص احترامى نگذاشتيم . اندكى بعد آتشبازى شروع شد ، دفعة مقدار زيادى خمپارههاى عظيم در كردند سپس آفتاب و آبشار مصنوعى روشن كرده صداى عجيبى در فضا احداث شده بود . كوچكى محل از جلوهء آتشبازى كاسته بود و از طرفى تمام آتشبازيها را يك دفعه روشن كردند و اغلب از سمتى كه بايد در نميرفت اين بىترتيبى و صداى موحش خمپارهها حظ بصر كه نداشت هيچ صامعه را هم اذيت ميكرد . آتشبازى كه تمام شد جمعيت ديوار و بام متفرق گرديد ، دواساز سفير كه هرگز نظير چنين مجلس را نديده
--> ( 1 ) درين زمان مأمور رسمى جز از طرف ناپلئون از طرف كسى نميتوانسته به جائى برود .