موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
108
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
هميينكه حضرت وليعهد عمليات توپخانه را كاملا نمايش دادند اعضاى سفارت را بباغ جديد الاحداث خود دعوت كردند . اين باغ از ميدان مشق دور نبود . از ايرانيان فقط خود عباس ميرزا با ما داخل باغ شد . لدىالورود كه خود را از قيد رعايت آداب و رسوم دربارى و از شر درباريان جسور خود خلاص يافت و فهميد كه اگر بخندد قدرش كاسته نشود و مقامش در انظار پست نگردد يكباره برفتار و آداب طبيعى خود درآمد و بيش از پيش ملكات و حسناتش جلوهگر شد . جادهاى كه پيش گرفته بوديم ما را بخلوتگاهى كه عبارت از عمارت چند مرتبهاى بود برد . اين باغ بسبك جديد اروپا ساخته شده . خيابانهاى مرتب و آلاچيقهاى متعدد زينت اصلى آنست . درختهاى آن هنوز سايه نيفكنده با اينحال اقامت فعلى آن هم بىصفا نيست شاهزادهء عباس ميرزا درين قبيل امور هم مىخواهد سليقه هموطنانش را بهتر كند اينست كه دائم به تهيه سرمشق تازه مىپردازد . جلو عمارت خلوتخانه حوض بسيار درازيست كه از خيلى دور براى آن آب آوردهاند . باغبانان دو دستهگل قشنگ تقديم داشتند ، شاهزاده عباس ميرزا دستهگل قشنگتر را بسفير مرحمت فرمود سپس از پلكانى بعمارت قشنگى رفتيم . از آنجا تمام شهر نمايان بود . زمين اطاق از قاليهاى بسيار اعلى مفروش و ديوارها بتابلوهاى كوچك قشنگ زينت شده بود ، از مشاهدهء پردهء الكساندر و بناپارت كه در دو طاقچه قرينهء يكديگر نهاده بودند خيلى متعجب شديم . تابلوى بناپارت را شبيهتر ساخته بودند . دورنماى شهر تبريز چيز فوقالعادهاى ندارد ، تمام عبارت از درخت و ديوارهاى مرتفعى است كه خانهها را در وسط پنهان داشته . كوههاى سمت شمال شهر قرمز رنگ و از آن مواد گوگردى خارج مىشود بعلاوه صدائى از زير آن شنيده مىشود كه گاه به زير