ميرزا حسين خان مبصر السلطنه

96

مراسلات طهران ( فارسى )

در آن محلّه ابتياع شود ، پشيمانى ندارد . مثل اين كه قطعه زمينى است مال على اكبر بيگ غلام سفارت است كه سابقا ناظر جناب وزير مختار بود واقع است ، نزديك خيابان كنت ، قناتى به دو ذرع عمق در ميان آن مىگذرد ، چهار ديوار آن كشيده شده است . گمان مىكنم اوّلا خودش ذرعى سى شاهى الى دو هزار بيش‌تر نخريده است ، ليكن حالا نمىتوان كم‌تر از سه هزار و دو شاهى از او كم‌تر خريد . از اين قسم زمين‌ها چند قطعه سراغ دارم كه ابتياع آن‌ها ابدا ضرر ندارد و بيرون دروازهء حضرت عبد العظيم قريب به خطّ آهن هم هركس زمين داشته باشد ، بعدها نفع كلّى خواهد برد . مقصود از اين مقدّمات آن است [ كه ] تنخواه را در جايى نبايد ريخت كه بىحاصل بماند . با اين تفصيل ، حسب الفرمودهء سركار عالى مشغول مذاكره با حاجى على محمّد خان خواهم شد ، بدين منظور كه شايد خاطر شريف به تمام حال مايل به داشتن آن خانه‌ها باشد . چند روز قبل جعفر قلى بيگ غلام بنده منزل آمد ، معلوم شد هنوز چهار باب دكّان خود را كه واقع نزديك ميدان كاهو فروشان است ، مقرّب الخاقان ميرزا زينل معاون لشكر منتقل نكرده است و مايل است به اين جانب بفروشد . مىگفت بيست تومان هم او خواست ، بدين جهت قباله نگذارد ، اگر شما طالب باشيد به شما خواهم فروخت . قبالهء منتقله به ميرزا زينل را كه تمام كرده بود ، هنوز دستش بود و چهار باب دكّان را به شش‌صد و پنجاه تومان منتقل كرده است ، يكى دكّان علّافى و ديگر دكّان علاقه‌بندى است و يكى دكّان كهنه‌فروشى است و ديگرى دكّان كلّه‌پزى . كرايهء آن‌ها را مىگويد ماهى پنج تومان و چهار هزار دينار است . قرار دادم يك روز خودم به اتّفاق مخدوم كرام ارباب برويم وضع و محاذات آن‌ها را ديده ، در صورتى كه مرغوب است ، ابتياع كنيم . ديگر اين كه امروز فرستادم از ميرزا زينل استفسار نمايم كه سبب قطع نشدن معامله چه بوده است . شايد چيزى ايشان مىفهمند كه من هنوز نمىدانم . مشكل مىدانم بيست تومان خواستن آدم ايشان قاطع عمل شده است . ديگر اين كه در باب باغ و عمارت قلهك مذاكره شد ، مىگويد مصدّق و معمار بيآوريد ، هرچه تصديق كردند ، چيزى هم تخفيف خواهم داد كه شما دارا باشيد . حال اگر سركار مايليد ، به قيمت چند نفر مصدّق كه هرچه قيمت كردند ابتياع شود ، هو المطلوب ؛ و الّا هرچه امر شود ، از همان قرار رفتار مىشود و يقين است درآوردن مصدّق ، آقاى