ميرزا حسين خان مبصر السلطنه

109

مراسلات طهران ( فارسى )

بيست و پنج مكرّم محبوب جان من ! در اين هفته تعليقه [ اى ] از سركار زيارت نشد ، اگرچه شنيدم قمصر تشريف برده‌ايد . همين‌قدر لازم شد به شما اطّلاعا تصديع احوال شوم كه سركار فخامت آثار چرچيل صاحب ، دام مجده ، به جهت كار مهمّى به اصفهان مىروند و حسب الامر با حضرت و الا ظلّ السّلطان كار و مذاكره دارد . فرموديد به سركار اطّلاع دهم كه روز پنج‌شنبه چهارم شوّال به چاپارى حركت خواهند نمود ، يك شب هم در كاشان اقامت مىنمايند . ديگر اين كه برحسب دستورالعمل سركار عالى ، در خصوص تنخواه ، از جناب آقاى عبد الحسين كاشى استفسار نمودم . جوابى كه از ايشان استماع شد ، اين بود كه يك شاهى و نيم بيش‌تر تنزيل نمىدهم . اگر يك‌صد دينار بخواهيد ، هرگز قبول نخواهم كرد . خير الحاج حاجى على اكبر شيرازى هم كه هميشه صد هزار تومان صد و پنجاه هزار تومان اقلّا تنخواه نقد در صندوق دارد ، به اين ميزان هم قبول نخواهد كرد . ديدم اين درجه نفع منافى دستورالعمل سركار است ، لذا وجه برات حواله را به خانه آوردم ، يك‌صد تومان آن را به شخص يهودى كه از معتبرين است از قرار [ هر ] تومان سه شاهى دادم . يك رشته عقد زر و يك زوج النگوى مرواريد و الماس‌نشان كه جواهرفروشان يك‌صد و پنجاه تومان براى خريد آن‌ها مىدهند گرو گرفته‌ام ؛ يك‌صد تومان ديگر هم مىخواهند ، لكن مىخواهند خانه رهن بگذارند و هم‌چنين دو نفر ديگر از اجانب ، يكى پنجاه تومان و ديگرى يك‌صد تومان ، مىخواهند . اين‌ها نيز خانه بيع شرط مىدهند ، بعد از شرايط استحكام عمل رسيد معتبر به ضمانت دو سه نفر كه منظور است ، يك‌صد و پنجاه تومان هم به آن‌ها خواهم داد .