عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

716

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

منصب پيشخدمتى حضور همايونى يافت ! خود سهام الملك در بعضى از ولايات كوچك ايران حكومت كرده ، مردى بدذات و بىدين و بىباك و شقى « 1 » بود و انواع معاصى را مرتكب شده بود . چنان كه وقتى با حريف خود در قمار نرد گفت ، تو به من طرف فحش نشو ، زيرا كه هرچه به من نسبت بدهى ، دارا هستم ، از زن و دختر و خواهر و برادر و عمه و خاله و خودم ناموس خود را به باد داده‌ايم . اما اگر من به تو فحش بدهم ، چون داراى آن نباشى از من مىرنجى . طهران در عشر دوم جمادى الاخرى قدغن شد ، برخى از وزرا كه مخل كار عين الدوله صدر اعظم مىباشند از طهران خارج بشوند ازجمله [ « 2 » ] . بوشهر از روز ششم تا روز يازدهم ، متواترا در بوشهر مختصر زلزله باديد شد ، در ماه ربيع الاول 1322 . روس در روز دوازدهم ماه او [ ت ] 1904 ميلادى امپراطريس روس پسرى زائيده اسم او را ( گراندوك آلكسى ) نام نهاده‌اند و به وليعهدى روسش نامزد ساختند . از اين پيش چون امپراطورى پسرى نداشت ، برادرش را وليعهد ساخته بود . ژاوه « 3 » چون مردم هلاند به مسلمانان ژاوه سختى مىنمايند و آنها را مانع از مساجد شده‌اند و مجبور داشته‌اند كه غير از كلاه فرنگى به سر نگذارند ، در ماه جمادى الثانيه بناى شورش بر ضد دولت گذاشته‌اند .

--> ( 1 ) . شقى در عربى به معناى بدبخت است از مصدر شقاوت ولى در فارسى شقى را به معناى سنگدل ( قسى ) و گنهكار تلقى مىكنند . ( 2 ) . در متن نانوشته مانده . ( 3 ) . يعنى « جاوه » Java از مجمع الجزاير سوند در اوقيانوس هند .