عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1090

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

طهران تاريخ وفات شاه در ساعت شش از شب بيست و چهارم ذى القعدة الحرام يونت ئيل هزار و سيصد و بيست و چهار هجرى مظفر الدين شاه وفات كرد در عمارت بريليان . امراضش مختلف بود . قلوه‌اش آب شده تنگ‌نفس داشت . استسقاء داشت . مرض نقرس و حمله داشت . متجاوز از شش ماه است كه ناخوش است و از پا و دست بىحركت . گاهى بهتر مىشد . قريب دو ماه بود كه بسترى شده بود . در همان شب او را در حوض نارنجستان شستند و در اطاق نارنجستان گذاشتند . روز بعد از برايش تابوت حلبى كه دورش چوب بود ، ترتيب داده . در نيم ساعت به غروب مانده روز چهارشنبه بيست و چهارم ، در حالتى كه اغلبى از رجال و صاحبمنصبان و شاهزادگان و علما حضور داشتند ، محمد على ميرزا پسر ارشدش نيز تا نصف حياط براى احترام نعش بيرون آمده آن‌وقت عموم شاهزادگان رفتند و نعش او را به دوش گرفته با كمال احترام به طرف تكيهء دولت كه جنب سراى سلطنت است نقل دادند . صداى ضجه « 1 » از پيشخدمت‌ها و فراش خلوتان و بعضى شاهزادگان بلند شد و از دو طرف ژاندارم اهالى نظام رده كشيدند و بدين ترتيب جسد او را وارد تكيه نموده در يكى از طاقنماها امانت گذاشتند و اطرافش چراغ و گلها نصب كردند و قارىها شروع به قرائت . تمام طبقات به دور جسدش حاضر شده فاتحه خواندند . حالت غريبى به اهالى دست داد . عكس تمام‌قد او را بالاى جسدش نصب كردند . وزير دربار گريهء زياد مىكرد و گاهى غش مىنمود . ساير نوكرهاى مخصوصش نيز به زارى مشغول بودند . اما ساير طبقات در باطن خوشحال بودند . پادشاه بدبختى بود . در مدت يازده سال و پنج روز سلطنت مملكت ايران را خراب كرد و سيصد [ كرور ؟ ] از ماليات و قرض و املاك خالصه و جواهرآلات را به بيست سى نفر نوكر ترك خود داد و قدرى هم در سه سفر فرنگ خرج كرد و قدرى هم مبل از خارجه خريد . خصوصا در اين ناخوشىاش هزاران فرامين مواجب و بخشش املاك خالصه و درجات و مناصب به

--> ( 1 ) . متن : زجه