عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
1086
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
نايب السلطنه به دربار آمد و گفت با صدر اعظم خلوت دارم . در آن روز ، از طرف وليعهد ، مؤيد السلطنه « 1 » حاجى محتشم السلطنه و مشير الملك به مجلس شورا رفتند . چون چند فقره از نظامنامهء مجلس را قلم كشيده بودند اهالى مجلس و تماشاچيان قبول نكردند و گفتند اگر وليعهد امضا نكند ما او را قبول نداريم . همهمهء غريبى در مجلس بود . هم در آن روز آقا سيد عبد اللّه و آقا سيد محمد به منزل صنيع الدوله رفتند و او را به مجلس حاضر ساختند . طهران در عشر دوم ذىقعده ، مجد الاسلام كرمانى از دولت اجازهء طبع روزنامه گرفت موسوم به نداى وطن سابقا روزنامهء ادب را مدتى او مىنوشت . « 2 » طهران در سيزدهم ذىقعده ، شاه قدرى حالتش بهتر است . وليعهد سه فصل نظامنامه را كه ايراد كرد : يكى نظام دوم ماليه سوم [ « 3 » ] . مردم خيال دارند دكاكين را ببندند و مىگويند اگر سه فصل را وليعهد بزند ديگر از مجلس چيزى باقى نمىماند . اول قرار بود در آن روز بزند . بعد موقوف شد . رشت در رشت ده هزار نفر براى اجراى مجلس ملى هم قسم شدهاند و نيز يك انجمن سرى از فدائيان در آنجا تشكيل شده و نيز انجمن ديگر « خاص الخاص » براى همراهى مجلس و همقسم شدهاند . طهران مشير الدوله را بر گو تندى ز قول من به دستورى * كه اى صدرى كه در هر كار بايد از تو دستورى
--> ( 1 ) . ميرزا رضا خان گرانمايه ( 2 ) . مؤلف تحرير اين مطلب را تكرار كرده . ( 3 ) . نانوشته مانده .