عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
1079
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
و وزرا ، ظهر پيش او رفتند . شاه به حاجى صدر السلطنه « 1 » گفت شما به برادرزادهء خود نظام الملك فحش دادهاى ؟ گفت آن [ مرد ] قرمساق است و براى من تواضع نكرد و فحش زياد به او داد . شاه گفت مرد خوبى است و برادرزادهء شما . فحش سزاوار نيست . صدر اعظم چون از حركات او رنجيده دست او را گرفت گفت حالا برويد . شاه كار دارند . آنوقت او و سايرين بيرون آمدند و در جلو اطاق نيز فحش به نظام الملك داد . آثار سفه از او هويداست . دو ساعت از شب غره گذشته وليعهد وارد شد . پيشوازى از تمام طبقات جلو رفته بودند . محض احتياط شب وارد شد . از قرار معلوم در عمارت سلطنتى بلور منزل مىنمايد . در آن ماه شبنامهها بر ضدّ او منتشر است و حركات او را در تبريز معين داشته و نيز نسبت ابنه را به او دادهاند . طهران غرّهء ذى القعده شاه حالتش بهتر بود . صحبت مىكرد . صدر اعظم و وزرا حضورش آمده تمجيد صدر اعظم را نمود و گفت خدمات بزرگ كرده . ازجمله وزارت خارجه را من به پسرش مشير الملك دادم . او نگذاشت و به علاء السلطنه داد و نيز حكيم آلمانى را براى معالجهء من او خواست ، بايد كارى بكند كه من به مشهد رضوى ( ع ) مشرف شوم . حتى براى مخارج اگر رختم را بايد بفروشم مىفروشم . از قرار معلوم ، وليعهد كاغذ به آقا سيد محمد نوشته كه من با مجلس همراه مىباشم و سبب تأسيس اين مجلس من شدم . جهت ندارد كه مردم مرا مخل مجلس بدانند . شهرت دارد كه شاه قرار داده كه صحهء احكام و فرامين به دست وليعهد باشد و مطالب هم كليّهء با صدر اعظم و خود مىخواهد راحت باشد . قرار است كه در امروز نظامنامهء مجلس « 2 » به صحه برسد . فقط يك باب آن را مىگويند دولت رد كرده است . از قرار معلوم نظامنامهء مجلس مدتى است به صحّه رسيده منتظر بودند كه وليعهد بيايد امضا كند . مبادا تقصير را گردن صدر اعظم بگذارند .
--> ( 1 ) . حاجى صدر السلطنه حسينقلى خان پسر هفتم ميرزا آقا خان صدر اعظم بود و نخستين سفير ايران در امريكا . ( 2 ) . منظور از نظامنامه همان قانون اساسى است .