عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
1074
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
بيضا در ماده تاريخ هجو او گويد : گشت معزول چون اتابك نحس * آنكه قولش همه دروغى شد بود چون بىفروغ دولت او * شهرهء شهر چون فروغى شد سال تاريخ او ز ماست كشى * خواستم بنده گفت « دوغى شد » 1324 بيضا در هجو او گويد اى خواجه ز بند حرص آزادى ؟ نى * يكبار به فكر خلق افتادى ؟ نى با آنكه حقوق مرد و زن كم كردى * زن وزير ، قرض شه دادى ؟ نى فارس علاء الدوله بر خلاف سابق امسال در فارس به طور دلخواه به كار نپرداخته چنانكه در تمام اطراف ولايات جزء فارس اغتشاش ، و دزدى موجود است و چاپارها را لخت كردهاند . مأمور انگليس را در راه دزدها جلو گرفتهاند . بغداد يمين الممالك « 1 » كارپرداز بغداد ، در امسال ، در بغداد با اهالى بد راه رفته « 2 » و مأمورين متعدى به عراق عرب فرستاده تمام ايرانىها از دست او شكايت دارند . طهران در عشر دوم شوال ، در طهران شهرت تام پيدا كرد كه شاه مرده است . ولوله در مردم حاصل شد . طبيب آلمانى گفته تا سيزده روز ديگر بيشتر نمىماند . طهران در ماه شوال ، فدائيانى كه براى پيشرفت مجلس شوراى ملى همقسم شدهاند هشتصد نفر مىباشند .
--> ( 1 ) . ميرزا جعفر خان يمين الممالك برادر حاجى ميرزا حسن خان محتشم السلطنه . ( 2 ) . يعنى بدرفتارى كرده و به اصطلاح بد تا كرده .