عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
1071
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
طهران جمعى از طلاب مدرسهء مروى و فدائيان ملت كاغذى بر ضدّ وزير دربار نوشته [ اند ] كه چون تو بر ضدّ مجلس مىباشى ، ترا خواهيم كشت يا عادات خود را ترك كن . به آقا شيخ فضل اللّه مجتهد دادند و او براى وزير دربار فرستاد . اين اوقات عارض و معروض هم به مجلس [ مىروند ] « 1 » و حكم صادر مىشود . تبريز مجلس تبريز در عشر اول شوال كمال قوت را دارد . كارهاى حكومتى از قبيل عرض عارض و غيره را مجلس رسيدگى مىنمايد و حكم مىكند . حكومت فراشباشى مجلس است . مىتوان گفت تبريز حكم جمهورى را پيدا كرده است . كردستان در عشر اول شوال ، وزير همايون حاكم ، خود قبل از هيجان مردم ، براى اجراى احكام مجلسى از جمعى معارف باز كرد و مشغول انتخاب وكيل براى مركزى باشد . طهران در عشر دوم شوال ، از طرف مفسدين اعلانى بر ضد مجلس و معايب مجلس منتشر شده به چاپ حروف . از قرار معلوم در مطبعهء سلطنتى به تحريك وزير دربار به طبع رسيده . مردم از اين بابت هيجان غريبى « 2 » دارند و مىگويند بايد مفسدين را به دست آورد و سياست كرد . طهران در عشر دوم شوال ، جمعى از فراشان ديوانى يك روز مست كردند و با حربه و ششلول در بازار ارسىدوزها رفته هرزگى كرده و زخم زدند . ارسىدوزها هم آنها را
--> ( 1 ) . تصحيح قياسى بر اساس مفهوم عبارت . متن : بروند . مفهوم جمله اين است كه عارض و شاكى و معروض ، مشتكى عنه هردو براى اجراء قضاوت به مجلس مىروند . ( 2 ) . متن : قريبى