عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1067

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

طهران چون امر نان اول قرار بود به دست حاجى حسين آقا [ امين دار الضرّب ] باشد بعد دولت قرارداد به دست وزير مخصوص و سپهدار باشد نان قدرى سخت شد و آنها خيال فايده از براى خود داشتند . اهل مجلس شورى و ساير مردم به صدا آمده قرار شد در روز يازدهم شوال دكاكين بسته و به سفارت بروند از براى اين كار و براى عزل وزير دربار و حاجب الدوله و سپهدار و نيز نظامنامهء مجلس را مطالبه نمايند . اين بود كه خبر به دولت رسيد . نان را دوباره به امين دار الضّرب دادند ، باز هم مردم خيال دارند اين دو روزه دكاكين را ببندند و [ اموال ] اين چند نفر را تاراج [ كنند و ايشان را ] بكشند . حالت شاه خوب نيست . مىگويند تنگ‌نفس سخت گرفته . شبها نمىتواند بخوابد . اين است كه روز مىخوابد . اندرون « 1 » او معيوب و ادرارش كف است . حكيم آلمانى گفته اگر او خوب بشود من معجزه كرده‌ام . در روز يازدهم ، شاه به نظام الملك « 2 » گفت بايد به تبريز به روى « 3 » و به نظام السلطنه گفت بايد به فارس . هردو اول قبول نمىكردند . بعد گويا مجبورا قبول نمودند . مجلس پولى كه مىخواست براى قرض حاليهء دولت از ملت بدهد نداد . مىگويند بايد دولت معلوم نمايد كه براى چه كار اين پول را مىخواهد و مصرفش را بنمايد . مىگويند صدر اعظم تا حال از خود چهارصد و پنجاه هزار تومان به دولت قرض داده و از روزى كه صدر اعظم به مسند صدارت نشسته ، قريب پنجاه و پنج هزار تومان شاه مواجب از نو به ترك‌ها و غيره داده . زنجان از قرار معلوم به نير الممالك پيشخدمت حكمران زنجان مردم شوريده و افتضاح سر او درآورده و به روايتى چوب به دبر او نموده‌اند ، در عشر اول شوال .

--> ( 1 ) . يعنى اعضاى داخل بدن او ( 2 ) . ميرزا عبد الوهاب خان پسر نظام الملك ميرزا كاظم خان پسر ميرزا آقا خان نورى صدر اعظم ( 3 ) . تصحيح قياسى ، متن : شيراز .