عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1063

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

چون مىخواست دولت اين پول را قرض كند ، از جواب اهل مجلس رنجيد . به‌علاوه شبنامه‌ها بر ضدّ مخبر السلطنه و خيالات كج او منتشر شد . اين بود كه استعفا كرد كه ديگر به مجلس نرود . روز بعد ناصر الملك وزير ماليه را صدر اعظم به مجلس فرستاد . به او هم همين جواب را دادند . نقدا اهالى مجلس - با اين‌كه تكليفشان هنوز به صحّه نرسيده - خوب مشغول كار مىباشند و بىباك حرف مىزنند مخصوصا سعد الدوله وكيل اشراف كه خيلى خودكشى براى ملت دارد و در مجلس گفته بايد عين الدوله حاضر شود و حساب سه ساله را پس بدهد . عمل كنترات نان هم از عشر اول شوال 1324 گذشت . هشت نفر شراكت كردند به بيست سهم ، كه نان را تا هشت ماه ديگر تبريزى شش عباسى بفروشند . پنجشنبه پنجم ، شاه حالتش از روز پيش بهتر است يعنى در تخت‌خواب نشسته و يك نفر پشت سر او براى محافظتش نشسته مىباشد . حرف زدنش بهتر مىباشد . درب باغ يك ساعت به ظهر مانده باز شد . حكيم آلمانى گفته با اين حالت ممكن است سه سال بماند . مىگويند باد تا سينه‌اش آمده . در آن روز شاهزاده مشكوة الدوله « 1 » در باغ با حاجب الدوله طرف شد . فحش داد . حاجب الدوله با چوب به او زد . صدراعظم آمد به حاجب الدوله فىالجمله تغير كرد و آن روز صدر اعظم متغير بود . تبريز در عشر اول شوال مىگويند دو تير براى وليعهد انداخته‌اند . رد شده « 2 » . يك نفر پيشخدمتش هلاك شده . اهالى تبريز مىگويند ما او را نمىخواهيم . بايد ناصر الدين ميرزا وليعهد شود . از قرار معلوم وليعهد از شهر خارج شد . امام جمعهء تبريز كه مدعى مجلس بود از شهر بيرونش [ كردند ] . گفتند سه تومان وليعهد كسى را جريمه كرد . مجلس شوراى تبريز « 3 » دو سيد فرستادند و پول را پس گرفتند .

--> ( 1 ) . ابراهيم ميرزا مشكوة الدوله پسر امامقلى ميرزا پسر محمد على ميرزا دولتشاه و برادر اشرف السلطنه همسر محمد حسن خان اعتماد السلطنه . ( 2 ) . يعنى تير به او نخورد . ( 3 ) . منظور انجمن ايالتى تبريز است .