عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1036

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

از روز بيست و هشتم رجب تا دهم شعبان ، در مجلس شوراى ملى ، مشغول انتخاب اشخاص مىباشند . در يكى از شب‌هاى عشر سوم رجب ، يكى از قراول‌هاى درب خانهء عين الدوله را با تير كشته‌اند . هنوز قاتل معلوم نيست . در اواخر ماه رجب ، صدر اعظم ، محض اين‌كه در كارهاى او بعضى اجزاى شاه مداخله مىكردند استعفا كرد . و گفت هرچه به شاه مىگويم قبول مىكند . فردا ديگرى حرفى به او مىزند . آن را نيز قبول مىكند . قبول نشد . شاه اختيار تامه به او داد . عضد الملك در اين مدت با علما و ملت همراهى كرد . در آن روزها كه وزير دربار مىخواست شاه را وادار نمايد كه توپ به مردم ببندد ، عضد الملك به شاه گفت مردم يك روز گفتند ما اتابيك را نمىخواهيم و آن مطالب براى دولت روى داد . حالا بايد با آنها سختى نكرد . زيرا كه از آن روز بايد ترسيد كه بگويند ما ترا نمىخواهيم . شاه از اين كلمه ترسيد و مجبور شد كه انتخابنامه را امضا نمايد . در اواخر رجب ، در طهران ، ديناميت ساخته‌اند و براى زدوخورد با دولت همه نوع تداركات ديده‌اند . علماى تبريز براى شوراى ملى دو دسته شده‌اند . جمعى با وليعهد همراه مىباشند و بعضى با علماى طهران همدست هستند و مجلس شورى مىخواهند . از قرار معلوم ، مردم رشت به حاكم شوريده‌اند و در قونسولگرى انگليس بستى شده‌اند . شب غرهء شعبان ، شام براى سفارت مىبرند . فراش‌هاى شاه جلو آنها را گرفته بد مىگويند . خبر به حاجى محمد تقى بنكدار در سفارت مىرسد . به شارژدافر خبر مىدهد . مىگويد برو درب خانهء حاجب الدوله بد بگو . هرگاه حرفى زدند از ميان برداشته مىشوند . حاجى چنان مىكند و اجزاى حاجب الدوله تملق از او مىگويند . اين اوقات شبنامه‌هاى زياد در تهران منتشر است . ازجمله شب سوم شعبان اعلان ذيل درج شده : ترجمهء تلفن اف لندن كه در تاريخى بيستم شهر رجب به شارژدافر نايب سفير نموده : شارژدافر همه خدمت‌هاى شما منظور نظر و پسند ما شد و همه قسم احسانات و عنايات فوق‌العاده به شما خواهيم كرد . برقرارى كه با حاجى آقا و سايرين متحصن‌هاى سفارت