عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1030

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

نير الدوله با صدر اعظم بيرون [ آمد ] . از همان‌جا صدر اعظم و نايب السلطنه به عمارت گلستان رفته تا دو ساعت از شب رفته آن‌جا بودند . سيد حسين مدير الاسلام پيغام از ملت براى صدر اعظم آورد كه ما از اينجا كه اطاق نظام است نمىرويم مگر اين‌كه چهار نفر خائن معزول و مطرود شوند . صدر اعظم اگرچه خود مايل رفتن آنهاست ، ليكن در ظاهر به سيد گفته شد تا اين‌جا با شما همراهى كرديم ، اگر بعد از اين ، اين نوع سخنان بزنيد و اين نوع خواهش نماييد ، من و آقاى نايب السلطنه استعفا مىكنيم و كار را به شاه وامىگذاريم . خود مىدانيد با مردم . سيد قدرى در جواب سختى كرد . آخر الامر گفت محض [ خاطر ] شما صدر اعظم كه مانند كوه حلم مىباشيد و واسطه مىباشيد هرچه بفرماييد صحيح است و اطاعت مىكنيم و فورا به اطاق نظام رفت و مردم متفرق شدند و در آن شب تمام مطالب را صدر اعظم به شاه تلفون زد و شب را شهر ماند و در آن شب مردم باز در سفارت بودند . روز يكشنبه نوزدهم ، بعضى دكاكين و كاروانسراهاى طهران بسته بود و مردم در سفارت تردد داشته صدر اعظم در ابتداى روز از منزل خود به گلستان آمد و ناصر الملك و اقبال الدوله و نير الدوله را با تلفون احضار كرد و با آنها نجوى كرد . بعد متفرقه از وزرا و رجال آمدند و نايب السلطنه نيز حوالى ظهر آمد و نيز قدرى خلوت داشتند و با تلفون صدر اعظم به شاه صحبت كرد و انتخابنامه را پاكنويس كردند و مشير ديوان به منزل آقا سيد عبد اللّه و از آن‌جا به منزل آقا سيد محمد برد و مردم در منزل آنها بودند كه پس از ديدن آنها ، صدر اعظم شب به نياوران ببرد و به امضاى شاه برساند . عضد الملك هم بعد از ظهر آمد . با اين‌همه گرفتارى صدر اعظم تمام وقت را رسيدگى به عرايض مردم دارد و كاغذهاى وزارت خارجه را نيز ملاحظه مىكند و هيچ كاغذى را نخوانده مهر نمىكند . تا حوالى غروب دربار منعقد بود . شب را باز مردم از سفارت بيرون نيامدند و منتظر اتمام عمل مىباشند . در اين روزها شبنامه‌ها منتشر است و مىنمايد كه آقا سيد عبد اللّه رشوه از دولت گرفته و همراهى ندارد و مردم را هيجان مىدهد . هنوز مابقى پول چوبدارها نرسيده . دولت مىگويد بايد قصاب بدهد و بعضى قصاب‌ها به حضرت عبد العظيم ( ع ) بست نشسته‌اند و چوبدارها هرزگى مىنمايند و