عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
1016
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
در دوشنبه مجلس شورى منعقد بود . جمعى از رجال دولت هم بودند . گفتگو از نان و گوشت بود . حاجى رضا خان مىخواست شصت هزار تومان پول چوبدار را كه قصابها به آنها قرض داشتند بدهد و گوشت را به موعد معين قبول كند كه چاركى تمام سال يك قران بفروشد . مجلس قبول نكرد . آقا سيد عبد اللّه گفت از طرف دولت وكيل كيست ؟ مشير الملك گفت من حاضرم . آقا سيد عبد اللّه [ او ] را صدا [ زد ] كه در حضور من بنشين . او بلند شده در برابر آقا سيد عبد اللّه نشست . نيز حاجى حسين آقا در حضورش نشست . اجزاى دولت نير الدوله ، حاجب الدوله ، سپهدار ، وزير دربار مىخواهند نان و گوشت را كنترات « 1 » نمايند كه نان را يك قران بفروشند . آقا سيد عبد اللّه راضى نيست مىگويند بايد چهار عباسى به فروش برود . روز دوشنبه ششم رجب صدر اعظم از شميران به شهر آمد و ديدن بعضى از علما رفت و ناهار را منزل حاجى آقا على اكبر مجتهد بود و عصر به مجلس شورى ملى رفت . در اين ماه كه ابتداى ماه هفتم از سال است در صندوق طهران اقساط سوم و چهارم پسماندهء [ ] مردم را مىدهند ليكن برات ديوانى را اگر كسى بخواهد پيشفروش كند بيشتر از تومانى پنج هزار خريده نمىشود . اعتبار برات ديوان به هيچ وجه ندارد . در عشر اول رجب مىگويند كشتى تجارتى دولت آلمان به بندرات فارس آمده و تا حال مجاز نبود . اين كنترات را دولت ايران بتازگى محرمانه با آلمان كرده . براى ايران از هر جهت خوب است . در ماه رجب ، تبعهء روس در طهران ايجاد مدرسه مسمّى به « اقبال » نمودند . شاعر شعرى در كشته شدن آقا سيد عبد الحميد طلبه كه به دست ياور فوج قزوين در آن واقعه شد و سبب را عبد المجيد ميرزا عين الدوله دانند گفته است : عبد الحميد كشتهء عبد المجيد شد . « 2 »
--> ( 1 ) . Contrat ( 2 ) . در تاريخ مشروطه كسروى چند بيت از اين شعر آمده و اين دو بيت از آن شعرها نقل مىشود . ( ص 98 )